تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5880

مساهمون:

ص٥٨٨٠
موجب حكم [ 723 الف ] به نظر اشرف درآوردند . و ديوانيان به ضبط اموال ايشان پرداختند . و همزبان با جمعى محبوس گشته ، باقى اهل قلعه آزاد شدند . « 1 » و مدت محاصرهء قلعه قريب به دو ماه بود . و فتح در ماه شوال « 2 » سنهء نهصد و هشتاد روى نمود . و ديگ و ضربه‌زن و توپ بسيار كه به سال‌هاى دراز از اطراف و اكناف عالم در آن قلعه جمع آمده بود ، به موجب حكم به دار الخلافهء آگره نقل نمودند . و محمد قليچ خان به حكومت قلعهء سورت معين گشت . و روز چهارشنبه چهارم ذيقعده موكب منصور همعنان فتح و ظفر به جانب احمدآباد معاودت نمود و مادر چنگيز خان از حجاز خان حبشى - كه قاتل پسرش بود - نزد آن حضرت شكايت و دعوى خون پسر نمود . و از موقف عدالت حكم به قصاص صادر شد . و حجاز خان پايمال فيل منميل نام گشت . و حكومت تمامت ولايت گجرات به اعظم خان و اتكه كه حقوق خدمات سابق را به نيكو بندگىهاى لاحق منضم ساخته بودند ، مرحمت شد . و سركار پتن به مير محمد خان و فرزندان و سركار بروج « 3 » به قطب الدين و فرزندان وى تعيّن گرفت . و آن حضرت ميرزا عزيز كوكه خان اعظم و امراى جاگيردار گجرات را به محال جاگير رخصت فرموده به جانب دار الخلافه كوچ شد . و در نواحى اجمير عرضه داشت سعيد خان حاكم ملتان كه مشتمل بر اخبار فتوحات تازه بود رسيد ؛ چه ، ابراهيم حسين ميرزا - چنان كه گذشت - به سنبل درآمد و در آنجا دست‌انداز بسيار كرده خبر شد كه امراى پنجاب به همراهى حسينقلى خان به كوهستان سوالك درآمده به محاصرهء قلعه نگركوت مشغول‌اند . و رايات همايون از گجرات متوجه دار الخلافه گشت . و با خود مخمر گردانيد كه از پنجاب كه خالى است عبور نموده بر راه تته و بكر و ديگرباره به گجرات رفته به برادران ملحق گردد . و با جمعيتى از رنود و اوباش به پنجاب درآمده به ديبالپور رفت و دقيقه [ اى ] از لوازم تاراج و درازدستى فرونگذاشت و حسينقلى خان چون در پاى قلعهء نگركوت از اين واقعه مطلع شد ، دفع دشمن خانگى را لازم دانسته با راجه صلح كرد و پيشكش فراوان گرفت ، و با تمام امرا مثل ميرزا يوسف خان و محبعلى خان و جعفر خان تكلو و فتوى افغان و غازى خان تبريزى و راجهء تبريز به ايلغار متوجه دفع ابراهيم حسين ميرزا شد . و شب و روز آرام نگرفت .
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ ( ج 2 ، ص 146 ) : « . . . همزبان را كه در زمان تحصّن سخنان بىادبانهء گستاخانهء جلفانه از او به ظهور آمده بود . با چندى ديگر به جهت تأديب و تنبيه بليغ به موكّلان سپردند . . . » . ( 2 ) . بيست و سوم شوال . و اشرف خان مير منشى « عجب قلعه‌اى بگرفت » را ماه تاريخ آن يافت . - منتخب التواريخ ج 2 ، ص 146 . ( 3 ) . منتخب التواريخ : بهروج .