اسباب بقاى دولت و استدامت حشمت سلاطين كامگار و خواقين ذوى الأقتدار وجود فرزندان شايسته بايسته است ، به تخصيص در عنفوان شباب ؛ چه ، به اندك وقتى دفع دشمنان را ركنى ركين [ 719 الف ] و حفظ دوستان را حصنى حصين آماده شده در انتظام جميع امور سلطنت معين و معاونى قوى به هم مىرسد .
و شاه بيت اين قصيده آنكه اتمام و اكمال اسباب سلطنت صورى و معنوى آن حضرت را منعم باخصال و خالق ذو الجلال به تاريخ روز فيروز چهارشنبه هفدهم شهر ربيع الأول كه فى الحقيقة غرّهء صبح سعادت بود ، فرزندى كه انوار جلالت و سرورى از ( جبين مبينش ) « 1 » درخشان و آثار رفعت و برترى از ناصيهء همايونش لامع و نمايان بود ، مكرمت فرمود . و اين ولادت با سعادت به طالع بيست و چهار درجهء ميزان به مكان فتحپور « 2 » در بيت الشرف شيخ سليم روى نمود . مخبران خجسته منظر و منهيان سعادت اثر ، همعنان برق و باد اين خبر فرخنده اثر را به مسامع عزّ و جلال رسانيده ، اظهار نشاط و انبساط بر روى روزگار اولياى دولت روزافزون كردند .
و آن حضرت به شكرانهء اين موهبت عظمى لوازم شكرگزارى به تقديم رسانيد و اسم مباركش بر سلطان سليم قرار گرفت . « 3 » و از موقف شفقت و مرحمت حكم جهانمطاع صادر شد كه تمام زندانيان و جميع محبوسان مطلق العنان گردند . و جمعى كثير كه به جرايم عظيم در قيد و بند بودند آزاد شده مدت العمر به دعاى ازدياد عمر و دولت آن حضرت و فرزندان كامگارش مشغولى نمودند . هركس از امرا و اركان دولت آنچه داشتند ، به رسم نثار و ساچق « 4 » بر طبق عرض نهادند . و در تمام ممالك محروسه هيچيك از ارباب استحقاق از صلات و صدقات محروم نماند .
و در دوازدهم ماه شعبان همين سال آن حضرت به جهت ايفاى نذرى كه فرموده بود ، پياده ارادهء زيارت خواجه معين الدين فرمود . و منزلبهمنزل قطع مسافت مىنمود . و هرروز ده كروه و دوازده كروه و گاه پانزده كروه طى مىشد . و بعد از وصول و مشغولى به زيارت ، دست زرفشان به انعام و احسان گشود . و جميع سكان آن ديار را از خواهش مستغنى گردانيد . و اين معنى منجر به آن شد كه ميان مشايخ و خدام آستانه نزاع و جدال به هم رسيد . و جمعى كه
هامش
( 1 ) . م : جيبهء منيعش .
( 2 ) . اين شهر توسط اكبر شاه نزديك كوه سيكرى - موطن شيخ الاسلام چشتى - شامل خانقاه و مسجد و حمام و . . .
ساخته شد تا حرم اكبر شاه كه آبستن بود ، در كنار شيخ مزبور دوران باردارى را به سلامت سپرى كند . داستان بناى آن و مواد التواريخ بنا را در منتخب التواريخ ( ج 2 ، ص 110 ) بخوانيد .
( 3 ) . « درّ شاهوار لجهء اكبر » و « روى نمود از مطلع اقبال شاه كامياب » از جمله مواد التواريخى هستند كه در تولد سلطان سليم گفته شده است .
( 4 ) . رجوع شود به پاورقى صفحهء 1647 .