و چون خبر فتحى چنين عظيم به اين سهولت به شهريار ايران رسيد ، لوازم شكرگزارى به تقديم رسانيده ، امرا را نوازش بسيار فرمود . و گيلان كه سالهاى دراز از لشكر بيگانه ايمن بود ، به تاراج رفت و غنيمت بسيار به دست قزلباشان افتاد . و در هيچيك از كتب تواريخ در اين يوزش از قزلباشان كسى كشته نشد . و از پيادههاى عراق و آذربايجان جمعى به واسطهء شدت سرما و كثرت برف هلاك گشتند و اسب بسيار به واسطهء گلولاى و فقدان علف تلف شد ؛ چه ، در گيلان بجز برنج مزروع ديگر كم است . و هراسب كه چند روز برنج خورد از كار بازماند . و تا آن غايت مردم لاهيجان شتر نديده بودند ؛ چه ، به واسطهء صعوبت راه و گلولاى هرگز شتر به آن ملك نرفته بود . در اين وقت قزلباشان از طريق مختلف شتر بسيار به آن ولايت درآوردند .
و چون وقت گرفتارى خان احمد برف بسيار در كوهستان باريده بود ، در گريزگاه گيلانيان كه كوهستان بود ، امكان توقف اهل و عيال به جهت كثرت سرما نبود . بدين جهت اكثر اهل و عيال گيلانيان به دست درآمد . مجملا كسى به سلامت خلاص نشد . و اندوختهء سالهاى دراز گيلانيان بىهيچ مشقتى به دست قزلباشان افتاد . و حسب الحكم خان احمد را به قزوين آوردند . و چون خبر قرب وصول حاكم گيلان به سمع شهريار ايران رسيد ، حكم كرد كه چون خان احمد را از سپاهيگرى خيرى نبوده هميشه به مصاحبت مطربان و مغنيان و بازيگران و مسخرهها اوقاتش صرف شده و مملكت موروث [ ى ] خود را بىآنكه تيرى به جانب خصم اندازد از دست داد ، جميع گوينده و سازنده و بازيگران و مسخرهها به استقبال او رفته ، در ركاب خان احمد را به شهر درآوردند . ( و به جهت حكم جميع آن مردم به استقبال رفته در ركاب خان احمد به شهر درآمدند . ) « 1 »
و گيلان را ديوانيان بعد از تحقيق جمع بر امرا تقسيم كردند و بجز كشتىگير شاگردى تالش كولى نام ، ديگرى در گيلان مخالفت نكرد . و تالش كولى با پنج و شش نفر به قطع طريق اقدام نموده در جنگلها مىگشت . و مدتى به اين عنوان در آن كوهستان به سر برده هرچند قزلباشان سعى كردند او را نيافتند . و معصوم بيگ بعد از آنكه خاطر از مهمات گيلان جمع كرد ، در ركاب شاهزاده سلطان محمود ميرزا مظفر و منصور به قزوين آمد .
و شاه طهماسب ، شاهقلى سلطان ، حاكم ايروان و نخجوان و چخور سعد را كه از امراى معتبر ايران بود [ ند ] به ايلچيگرى نزد سلطان سليم با تعهدات بسيار روان كرده حقوق سابق در مكتوب به ياد او آورده شد و تحف و هداياى بىنهايت از امتعه و اقمشهء عراق مصحوب
هامش
( 1 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد .