تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5182

مساهمون:

ص٥١٨٢
ملازم بود كه هرجا به مدد محتاج شود ، خود را برساند . و امير اسكندر نيز افواج خود را ترتيب داده به جنگ ايستاد . و فى الواقع لشكر قرايوسف و اولاد او به غايت لشكرى خوب بود و اسبان خوب داشتند و جوانان عاشق جنگ بر يكديگر سبقت گرفته در مقام تلاش نام و ننگ شدند . و آن حضرت به رسم معهود ، در ميان ميدان سراپرده زده فرود آمد و از مهيمن منّان طلب فتح و نصرت نموده سوار شد . و ميرزا ابراهيم نخست از برانغار بر امير جهانشاه ، برادر امير اسكندر حمله برده و جهانشاه طاقت حملهء مردم شيراز نياورده « 1 » بسيار ضعيف شد . « 2 » و امير اسكندر به كمك برادر روان شد و ميرزا ابراهيم در اين وقت فرمود كه فرّاشان سايبان و سراپرده در ميدان برپاى كردند . « 3 » و امير اسكندر در آن روز آنچه لوازم شجاعت و مردانگى بود به تقديم رسانيد ، چنانچه دوست و دشمن حيران شدند . و كار جنگ به دور و دراز كشيده شب درآمد و در آن شب تا صباح از هردو طرف پاس داشتند و روز ديگر باز از هردو طرف به جنگ مشغول شدند . و در اين روز ميرزا بايسنقر از جوانقار جنگى كرد كه داستان ( رستم پنهان شد . پادشاه در ميان ) « 4 » ميدان به سراپردهء خاص فرود آمده دوازده ركعت نماز به جاى آورد و در كمال خضوع و خشوع سوار شده به دشمن حمله كرد و لشكريان به يك بار سورن انداخته تركمانان را متفرّق ساختند و تراكمه روى به گريز آورده پريشان حال به هرطرف رفتند . « 5 » و ميرزا محمد جوكى به تعاقب نامزد شد . و شاهزادگان و امرايى كه در اين جنگ كمال شجاعت به جاى آورده بودند ، به اقسام نوازش و مرحمت سرافراز شدند و غنيمت بسيار به دست لشكريان افتاد و به ظاهر سلماس نزول نمودند . و در اين وقت از جانب ميرزا الغ بيگ خبر رسيد كه سلطان محمود اغلان با براق اغلان جنگ كرده و براق اغلان در معركه به قتل رسيد . و خبر فوت ميرزا مظفر بن ميرزا بابو و ميرزا عمر شيخ بن ميرزا محمد شيرازى در اين وقت آمد . آن حضرت نخست اندوهناك شد ،
هامش
( 1 ) . م ، ش : طاقت شيران نياورده . روضة الصفا : « ميرزا ابراهيم سلطان با سپاه فارس و در سمت چپ سپاه . . . » ( 2 ) . ق : قوى ضعيف شد . ( 3 ) . شرف الدين يزدى ، مؤلف ظفرنامه كه در آن جنگ حضور داشت ، شجاعت ابو الفتح ميرزا ابراهيم را اين‌گونه بيان مىكند :اسكندر تركمان چو عصيان ورزيد * داراى زمان سزاى او واجب ديد از تيغ ابو الفتح چو بگريخت به جنگ * تاريخ شد از « قدر ابو الفتح پديد » - ( 832 ). ( 4 ) . ق : ندارد . ( 5 ) . جواهر الاخبار ( ص 65 ) : « . . . امير اسكندر با ميرزا شاهرخ مكرر جنگ كرد . يك مرتبه در الشگرد ، سه روز ، مرتبهء ديگر در سلماس ؛ كار به جايى رسانيد كه مغولان گفتند كه اين چنين جنگ كسى نكرده و دست از خود بالكليه شسته بودند و . . . »