تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5180

مساهمون:

ص٥١٨٠
مباركشاه ، حاكم دهلى نيز به عزم جنگ او روان شد و در نواحى بيانه به يكديگر رسيدند و در چهار كروهى همديگر خندق كنده محكم شدند و بيست و دو روز از طرفين مردم مردانه بيرون آمده جنگ مىكردند و باز به لشكر خود مراجعت مىنمودند . تا آنكه به تاريخ هفت جمادى الآخر سلطان ابراهيم با لشكر آراسته از خندق گذشته عزيمت جنگ صف نمود . مباركشاه نيز به جنگ بيرون آمده قريب به نيم روز هردو لشكر به يكديگر رسيدند و تا نماز شام جنگ بود و شب ميانجيگرى كرده هردو لشكر كه ميانجى طلب بودند ، به لشكرگاه معاودت نمودند . روز ديگر مردم جونپور « 1 » به ولايت خود مراجعت كردند و مباركشاه نيز به جانب تلكاب روان شد . و از زميندار [ ان ] گواليار و اطراف و جوانب آن ولايت پيشكش بسيار گرفته به بيانه آمد و محمد خان را محاصره نموده بعد از هفت روز محمد خان پايان « 2 » آمده به طرف ميوات رفت و قلعهء بيانه بار ديگر به تصرف مباركشاه درآمد . و ملك محمود حسن را حكومت بيانه داد و به دهلى مراجعت نمود و ملك سرور الملك را به دفع فتنهء ميوات روانه نمود و آن ولايت تمام به تاراج رفت مگر كوه و قلعه و آخر الأمر صلح شد و ميواتيان اداى مال مقرر نمودند . و در ذيقعدهء اين سال جسرت ، نوكر ديگر بار جونپور « 3 » را محاصره كرد و ملك اسكندر ، حاكم لاهور به جنگ او بيرون آمده شكست يافت و به لاهور گريخت و جسرت غنيمت بسيار يافت . و اين خبر به دهلى رسيد . حكم شد كه اكثر مردم كه در نزديكى پنجاب بودند به كمك اسكندر روند . و قبل از رسيدن ، [ 574 الف ] اسكندر غيرت كرده بار ديگر جمعيتى به هم آورد و به كلانپور رفته حاكم آنجا را با خود متفق كرد و با جسرت جنگ كرده او را شكست داد و غنيمت بسيار گرفت و به لاهور مراجعت نمود .
هامش
( 1 ) . ق : جانپور . ( 2 ) . م ، ش : پايين . ( 3 ) . ق : جانپور .