ذكر وقايع سنهء نهصد و هفتاد و چهار هجرى [ موافق سال نهصد و شصت و چهارم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]
از معظمات وقايع ربع مسكون در اين سال فوت سلطان سليمان قيصر روم است . و تفصيل اين اجمال آنكه سلطان سليمان كه از جميع سلاطين آل عثمان به شجاعت و سخاوت ممتاز بود ، چون آثار شعف و شيخوخت در خود مشاهده نمود ، علما و زهاد ممالك روم را جمع آورده از عملى كه منتج مثوبات اخروى بر وجه كمال باشد استفسار نمود . ايشان متفق اللفظ و الكلمه معروض داشتند كه « بر پادشاهان صاحب قدرت ذى شوكت اقامت فرض جهاد و اعلاى حكم اسلام از جميع عبادات بهتر است . » لاجرم خواندگار از امرا و ارباب خبرت تحقيق احوال نصارى نمود . و معلوم شد كه حاكم قلعهء بيج به مزيد شوكت و كثرت لشكر امتياز تمام دارد .
و قيصر به جميع لشكر فرمان داده سپاهى زياده از اقطار امطار جمع آمد ، و كوچبركوچ متوجه ولايت حاكم قلعهء بيج شد . و چون فرنگيان را طاقت مقاومت نبود ، در قلاع خود حصارى شدند ؛ چه ، تسخير اندك قلعه از قلاع فرنگان پادشاه عظيم الشأن را به سالهاى دراز ممكن نيست . و بىشائبهء تكلف سخنورى آن جماعت از محافظت حصار و انداختن توپ و تفنگ و آتشبازى عديل و نظير ندارند .
و قيصر روم كه اسباب سلطنت و حشمت او از آن زياده بود كه به واسطهء كمال شهرت محتاج به توصيف بوده باشد ، در عرض شش ماه شانزده قلعه از آن ولايت جبرا و قهرا بگرفت و به پاى قلعهء بيج آمد و قلعهاى را كه به استحكام در تمام فرنگستان مشهور است
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و هشتاد و چهارم .
( 2 ) . م : 974 .