ذكر وقايع سنهء نهصد و شصت و نه هجرى [ موافق سال نهصد و پنجاه و نهم « 1 » از رحلت خير البشر « 2 » ، ] موافق سال ششم الهى
در ابتداى اين سال شاه طهماسب شهريار ايران به عزم شكار ماهى به ولايت طارم رفت و به جايى كه سفيدرود و شاهرود به هم مىرسند ، چند روز به نشاط شكار مشغول بوده به قزوين مراجعت فرمود . و در شب چهارشنبه چهاردهم جمادى الأول همشيرهء شاه طهماسب كه به سلطانم موسوم بود و شهريار ايران از غايت محبّتى كه به او داشت يك لحظه تجويز دورى او نمىفرمود و در معظمات امور ملك و مال از صلاح و خير ديد او مطلقا تجاوز نمىكرد [ و ] فى الواقع به جميع صفات حسنه آراسته و از تمام بدىها پيراسته بود ، داعى حق را لبيك اجابت گفت ، و شهريار ايران به غايت اندوهناك شد ، بلكه تمام ايرانيان غمناك شدند ؛ چه ، آنقدر خيرات و مبرات از او به فعل مىآمد كه [ 697 الف ] تعداد آن را تصنيفى عليحدّه در كار است . و شاه و سپاه به تشييع جنازهء او تا مزار شاهزاده حسين - كه در قزوين است - رفتند .
و مير تقى الدين محمد صدر و ملا عماد الدين على قارى و لعلى بيگ ايشيك آقاسى حرم حسب الحكم آن جنازه رحمت اندازه را به قم برده در جوار ستى فاطمه مدفون ساختند .
و سوندك بيگ قورچىباشى و يادگار محمد بيگ ترخان تركمان و مير فيض اللّه قاضى معسكر و قاضى عماد ناظر بيوتات و ميرزا كافى اردوبادى منشى كه هريك در كار خود عديل و نظير نداشتند ، در اين سال فوت شدند .
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و هفتاد و نهم .
( 2 ) . م : 969 .