لشكر تمام بدخشان به اتفاق ميرزا ابراهيم ، پسر خود متوجه بلخ شد . و بلخ بعد از فوت كسكن « 1 » قراسلطان به تصرف برادرش ، پير محمد خان درآمده بود .
پير محمد خان چون از عزيمت ميرزا سليمان آگاه شد ، بر ديگر سلاطين شيبانى به تخصيص نزد عبد الله خان ، ولد اسكندر خان كه بخارا را از تصرف برهان خان بيرون آورده صاحب اختيار شده بود و خسرو سلطان ، حاكم شهر سبز كه هردو برادرزادههاى او بودند ، فرستاده طلب كمك نمود . و عبد الله خان و خسرو سلطان به كمك عم خود بىتوقف آمدند . و در نواحى بلخ لشكر بدخشان و اوزبك به يكديگر رسيده جنگ عظيم كردند .
و ميرزا سليمان شكست يافته به جانب بدخشان روان شد . و ميرزا ابراهيم ، پسرش به وقت فرار گرفتار شد . و پير محمد خان از كمال بىمروتى به قتل او فرمان داد . و در عنفوان جوانى ميرزا ابراهيم كه به اكثر صفات حسنه آراسته بود ، شهادت يافت . و ميرزا سليمان پريشان و بىسامان به بدخشان آمده عرايض به درگاه فرمانفرماى اقليم هندوستان فرستاده طلب امداد نمود . اما چون به وقت رحلت حضرت جنتآشيانى ترك ادب نموده به كابل آمده بود ، التماس او درجهء قبول نيافت .
هامش
( 1 ) . ق : كستن ؛ م : كسيتن . اصلاح از احسن التواريخ . كسكن لفظ تركى است به معنى گرز .