ذكر وقايع نهصد و شصت و سه هجرى ، [ موافق سال نهصد و پنجاه و سوم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]
شهريار ايران در اين سال حكومت هرات را به ولد خود ، اسماعيل ميرزا مرحمت فرمود . و سلطان محمد ميرزا كه در هرات بود ، مصحوب على سلطان تكلو به درگاه آمد و به واسطهء تقصيرى چند كه از على سلطان به ظهور آمده بود ، در ييلاق درياوك به ضرب لگد قورچيان حسب الحكم به قتل رسيد . و سلطان ابراهيم ميرزا ، ولد بهرام ميرزا در اين سال تربيت يافته به حكومت مشهد مقدس معيّن گشت . و شاه طهماسب در اين سال جميع امرا و لشكريان را از شرب شراب منع كرده بود و مؤكد به سوگند گردانيد .
و احوال حضرت جنتآشيانى در اين سال اين است كه در دهلى مطّلع شد كه مير ابو المعالى كه به دفع سكندر رفته بود ، با امرا نيكو سلوك نمىكند ، و در اقطاعات ايشان تصرفات نموده به خزانهء خالصه نيز دستدرازى مىكند ، و سكندر روزبهروز قوى مىشود .
بالضروره آن حضرت بيرام خان را به منصب اتابكى شهزادهء عالم و عالميان سرافراز فرموده در ركاب آن حضرت به دفع سكندر تعيين فرمود و حكم شد كه ابو المعالى به حصار فيروزه و آن حدود آمد .
و در اين ايام شخصى قنبر نام ديوانه در ميان دو آب و سنبل جمعى را با خود متفق ساخته بنياد غارات و تاراج نمود . و مردم كوتهانديش واقعهطلب از هرطرف نزد او جمع آمدند و عليقلى خان شيبانى به دفع او نامزد شده خدمتش را در اندك وقتى به دست
هامش
( 1 ) . ق : سنهء نهصد و هفتاد و سيم .
( 2 ) . م : 963 .