بلخ به تصرف درمىآمد - جمع شده به عرض آن حضرت رسانيدند كه « از جويبار بلخ گذشتن مناسب دولت نيست . صلاح در آن است كه به جانب درهء گز رفته جاى محكمى به جهت اردو معيّن سازيم . و در اندك فرصتى اكثر مردم بلخ و حصار به ملازمت مىآيند . » و مبالغه به جايى رسانيدند كه آن حضرت ناچار كوچ كرده . و چون درهء گز به جانب كابل است ، دولت و دشمن كه از مشورت آگاه نبودند ، تصوّر مراجعت نمودند . و اوزبكان ( دلير شده ) « 1 » به تعاقب روان شدند و ميرزا سليمان و حسينقلى سلطان مهردار كه به محافظت عقب لشكر مشغول بودند با هراول اوزبك اندك جنگ كرده شكست يافتند . و لشكريان كه مايل رفتن كابل بودند هركس به هرطرف كه مىخواست روان شد و اختيار از دست بيرون رفت . و قريب به سى هزار كس از مخالفان رسيدند .
و آن حضرت در اين معركه به نفس خود حمله بر مخالفان آورده ، به زخم نيزه شخصى را كه از همه پيشتر بود پياده ساخت و به قوّت بازوى شجاعت از ميان آن جمع كثير بيرون آمدند .
و ميرزا هندال و بردى بيگ خان و منعم خان و جمعى ديگر از امرا جنگكنان به سلامت بيرون آمدند . و از شاه بداغ خان و تولك خان قوچين « 2 » در اين معركه آثار شجاعت بسيار به ظهور آمد . و آن حضرت سلامت به كابل تشريف آورد . و بقيّهء اين سال در كابل گذشت .
و از حكام روم و هندوستان و ماوراء النّهر و كاشغر و طرفان در اين سال از كسى كه به وقت تحرير در نظر بود ، چيزى كه لايق نوشتن باشد ، معلوم نشد .
هامش
( 1 ) . م : ندارد .
( 2 ) . ق : توكل خان قوچين ؛ اصلاح از احسن التواريخ .