تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5712

مساهمون:

ص٥٧١٢
آذربايجان به دفع او رفت . و برهان با لشكر شيروان به درّهء بيقرد « 1 » درآمده آمادهء جنگ شد . و چون درآمدن به آن كوهستان به غايت مشكل بود ، لشكر قزلباش در على چوپان نشسته عرايض به درگاه فرستادند . و به حسب اتفاق در همان چند روز برهان بىحضور شده به اجل طبيعى درگذشت و شيروان بىدرد سر نيزه و آمد و شد پيكان به تصرف قزلباشان درآمد و عبد الله خان ، حاكم بالاستقلال شيروان شد « 2 » و امراى آذربايجان مراجعت كردند . و در اواخر اين سال حضرت جنت‌آشيانى به عزيمت تسخير بلخ از كابل روانه شد و كس [ 684 الف ] به طلب ميرزا كامران و ميرزا عسكرى به كولاب رفت . و ميرزا سليمان و ميرزا ابراهيم و ميرزا هندال چون آن حضرت به بدخشان درآمد به ملازمت آمدند . و ميرزا ابراهيم به موجب التماس ميرزا سليمان در كستم توقف نمود . و ميرزا كامران و ميرزا عسكرى ديگر باره مخالفت كرده به ملازمت نيامدند . و آن حضرت كوچ‌بركوچ بر پاى قلعهء اسك آمد ، و اتاليق پير محمد خان حاكم بلخ با جمعى از امراى معتبر او در قلعهء اسك متحصّن شدند . و آن حضرت قلعه را محاصره نمود و اوزبكان مضطر شده با مال بيرون آمدند . و چون ميرزا كامران به خدمت نيامده بود امرا جمع شده قرعهء مشورت در ميان انداختند كه مبادا چون لشكر متوجه بلخ شود ، ميرزا كامران قصد كابل نمايد . و آن حضرت فرمود كه « چون عزيمت اين يورش تصميم يافته ، توكل كرده مىرويم . » و پاى سعادت در ركاب آورده متوجه بلخ گشت . امّا اكثر سپاهيان به واسطهء نيامدن ميرزا كامران پريشان‌خاطر بودند . و چون به نواحى بلخ رسيده شد به وقت فرود آمدن لشكريان شاه محمد سلطان اوزبك با سيصد سوار رسيد و جمعى به دفع او روان شده جنگ عظيم كردند . و كابلى برادر محمد قاسم خان موجى در اين معركه به قتل آمد . و يكى از نامداران اوزبك گرفتار شد . و روز ديگر پير محمد خان از شهر بيرون آمد . و عبد العزيز خان ولد عبيد خان و سلاطين حصار نيز به كمك آمده بودند . و بعد از نصف النهار هردو لشكر به يكديگر رسيده شروع در جنگ شد . و آن حضرت سلاح جنگ پوشيدند . و ميرزا سليمان و ميرزا هندال و حاجى محمد سلطان هراول مخالف را شكست داده به شهر گريزانيدند . و پير محمد خان و همراهان نيز برگشته به بلخ درآمدند و به وقت غروب آفتاب لشكر جغتاى كه قريب به شهر رفته بودند مراجعت كردند . و چون اكثر امراى الوس جغتاى به واسطهء نيامدن ميرزا كامران دل‌نگران كابل و اهل و عيال خود بودند ، در اين شب - كه صباحش يقين
هامش
( 1 ) . ق : در سفر ؛ م : دژسفر . اصلاح از روضة الصّفويّه ، ص 518 . ( 2 ) . روضة الصفويّه ( ص 520 ) : « و از رؤس مخالفان در مجامع آن بلده منارها ترتيب داده ابواب رعيّت‌پرورى و معدلت‌گسترى بر روى روزگار شيروانيان برگشود . »
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5712 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى