ذكر وقايع سنهء نهصد و پنجاه و شش هجرى ، [ موافق سال نهصد و چهل و ششم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]
در ابتداى اين سال شاه طهماسب از قزوين به ييلاق خرقان « 3 » رفت و از آنجا عازم كردستان گشت ؛ چه ، القاص ميرزا چون به ولايت بغداد گريخت روميان به او سلوك نيكو نكردند و القاص ميرزا آزردهخاطر شده به نواحى شهرزور آمد و با روميان آغاز مخالفت كرد . و چون خبر توجه شهريار ايران به كردستان به سمع روميان رسيد فرصت غنيمت دانسته به دفع القاص ميرزا روانه شدند . و القاص ميرزا عرايض به درگاه شاه فرستاد استدعاى عفو نمود . و شاه نعمت اللّه كه از اكابر سادات عراق بود وسيله شده گناه او را درخواست كرد .
و در اين وقت لشكر روم به سر وقت القاص ميرزا رسيده جمعيتش را متفرق گردانيدند و او ناچار به اولكاى سيرجان « 4 » گريخت و از آنجا با بيست و يك كس از اتباع به درگاه آمد . و در همان روز ابراهيم خان و حسن بيگ يوزباشى او را به قلعهء قهقهه « 5 » بردند و ايام حياتش در آن مجلس به سر آمد . و اردوى قزلباش به عراق معاودت نموده در قزوين قشلاق گرفت .
و در اين ايام كه قيصر روم به آذربايجان آمد و معاودت نمود ، برهان نامى از نسل سلاطين سابق شيروان بر آن ملك مستولى شده بود . حسب الحكم عبد الله خان [ استاجلو ] با تمام امراى
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و شصت و ششم .
( 2 ) . م : بياض .
( 3 ) . ق : حرقان .
( 4 ) . م : سرخاب .
( 5 ) . قهقهه : قلعهء قهقهه در ناحيهء يافت از اعمال قراجه داغ بر فراز كوهى بلند از سنگ ساخته شده بود و به سبب استحكام فوق العادهء آن ، زندان سياسى پادشاهان صفوى بود . مدتها سام ميرزا و القاص ميرزا برادران شاه ، و اسماعيل ميرزا پسرش و خان احمد گيلانى در آن محبوس بودند .