تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5708

مساهمون:

ص٥٧٠٨
و شاه طهماسب بعد از شنيدن اين خبر از راه اردبيل و خلخال به قزوين آمد . و القاص ميرزا چون از فتح قلعهء اصفهان نوميد شد و خبر توجه شاه استماع نمود ، آهنگ فارس كرد و قلعهء يزد خواست « 1 » را به جنگ گرفته قتل‌عام كرد . و آنجا نيز توقف نكرده به شوشتر رفت و قلعهء آنجا را مدتى محاصره نمود . و قبل از فتح به دزفول رفت و آنجا كارى نساخته به حدود بغداد گريخت . و احوال حضرت جنت آشيانى در اين سال اين است كه چون امرا گريخته نزد ميرزا كامران به بدخشان رفتند ، تمر على شفاى را در اين . . . « 2 » گذاشتند كه اخبار اردوى آن حضرت را به ايشان رساند . ( و آن حضرت عزيمت بدخشان فرموده ) « 3 » فرامين به ميرزا سليمان و ميرزا ابراهيم و ميرزا هندال فرستاد . و ميرزا ابراهيم از راه قلعهء پريان به نواحى پنجهر آمده و از تمر على شفاى خبر يافته بر سر او رفت و او را به قتل رسانيد . و در قراباغ كابل به شرف ملازمت مشرّف گشت . و ميرزا كامران ، شير على را در اين ايام به موجب استدعاى او به تسخير قندوز و دفع ميرزا هندال فرستاد . و لشكريان ميرزا هندال ، شير على را دستگير كردند و در اسكمش ميرزا هندال به ملازمت رسيده شير على را مقيّد به نظر درآورد . و آن حضرت از كمال مروّت گناهان او را نابوده انگاشته ، غورى را به او مرحمت كرد . و ميرزا كامران ، قراچه خان و جمعى را كه از كابل آمده بودند در كستم گذاشته خود به طالقان رفته بود . و حضرت جنت‌آشيانى ، ميرزا هندال و حاجى محمد كركى را با جمعى به رسم منقلاى به جانب كستم روان كرد . و قراچه خان به ميرزا كامران خبر فرستاد كه « جمعى قليل با ميرزا هندال همراه‌اند و پادشاه دور است . ايلغار مىبايد كرد كه به اتفاق دفع ميرزا هندال نموده شود و بعد از آن با آن حضرت نيز جنگ آسان مىتوان كرد . » و ميرزا كامران به تعجيل به كستم آمد و در لب آب طالقان به وقتى كه ميرزا هندال و لشكريانش كه از آب گذشته بودند ، به ايشان رسيد و در حملهء اول ظفر يافته جميع اسباب ميرزا هندال و آن جماعت به تاراج رفت . و حضرت جنت‌آشيانى نيز در اين وقت به لب آب رسيده به واسطهء پيدا كردن گذر لحظه‌اى توقف واقع شد . و بعد از عبور از آب هراول آن حضرت به مردم ميرزا كامران رسيده و شيخم خواجه حضرى و اسماعيل بيگ دولداى را دستگير كرده به نظر شاه آوردند . و ميرزا كامران به قصد هراول آن حضرت معاودت نمود و چون به يكديگر رسيدند علم‌هاى
هامش
( 1 ) . نسخ : يزد خاص . ( 2 ) . يك كلمه ناخواناست . ( 3 ) . ق مطالب ميان ( ) را ندارد .