تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5697

مساهمون:

ص٥٦٩٧

ذكر وقايع سنهء نهصد و پنجاه و سه هجرى موافق سال نهصد و چهل و سوم از رحلت [ خير البشر ]

در اين سال شاه طهماسب از قزوين به رى رفته از آنجا به تبريز رفت و آوازهء مخالفت بهرام ميرزا كه حاكم همدان بود و محمد خان حاكم هرات در ميان قزلباش شايع شد و پادشاه ايران انديشه‌مند گشت . اما هم در آن ايام بهرام ميرزا و محمد خان كه در خاطر امرى نداشتند ، به درگاه آمده رعايت يافتند . و چون القاص ميرزا در شروان اظهار خلاف كرده بود ، والدهء خود ، خان بيكى خانم را با پسر بزرگ خود ، سلطان احمد ميرزا به درگاه فرستاده طلب عفو كرد و پادشاه ايران گناه او را نابوده انگاشته دريا خان و شاهقلى خليفه و سوندك بيگ قورچى باشى و معصوم بيگ صفوى و قاضى عسكر را با والدهء او فرستاد كه با القاص ميرزا ملاقات كرده او را به ثبات عهد سوگند دهند . و به نفس نفيس عازم غزاى گرجستان گشت و از شورگل عبور فرمود به ولايت گرجستان درآمد . و تمام آن زمستان با وجود شدت برودت هوا در تسخير ولايت گرجستان سعى فرمود . و در پانزدهم ذيحجّه به اولكاى شيروان درآمده از ارس عبور فرمود . و القاص ميرزا چون از قرب جوار آن حضرت مطلع شد به جانب ولايت چركس رفت . و چراكسه با او جنگ كرده ظفر يافتند . و جمعى كثير از نوكران معتبر القاص ميرزا در اين جنگ كشته شدند . و القاص ميرزا پريشان حال به جانب دربند گريخت و ملازمانش فوج‌فوج از او جدا شده به درگاه شاه آمدند و جمعى كه لايق سياست بودند به ياسا رسيدند . و القاص ميرزا از دربند نيز فرار نموده عزيمت طرف دشت كرد . و شاه جمعى را به تعاقب نامزد كرد . و ايلغار قزلباش به القاص ميرزا رسيده اكثر ملازمانش را به قتل آوردند . و القاص
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5697 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى