تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5694

مساهمون:

ص٥٦٩٤
به سلطنت جلال خان پسرش اتفاق نموده او را به سليم خان « 1 » ملقّب گردانيدند . و سليم خان به صفت شجاعت اتصاف داشت و جمعى از امراى معتبر افغان از او هراسان شده با برادرش ، عادل خان كه حاكم زنتنبور بود ، اتفاق نمودند و او را به سلطنت موسوم ساخته قصد سليم خان كردند . و خواص خان كه از سرداران معتبر شير خان بود ، با عادل خان متّفق گشت و بدين جهت لشكر بسيار نزد عادل خان جمع آمد و نزد سليم خان بجز از طايفهء افغان حرملى و بعضى از نزديكان ، كسى نماد . و سليم خان از غايت شجاعت با همان مردم به عزم جنگ برادر به طرف زنتنبور از آگره روان شد . و به وقت جنگ ميمنه و ميسرهء سليم خان فرار نموده مردم عادل خان به تعاقب و تاراج رفتند و سليم كه به اندك مايهء مردم برجاى ايستاده بود بر قلب عادل خان حمله آورده او را منهزم نمود و عادل خان بعد از غلبه ، مغلوب شد و سليم خان به غايت اعتبار رسيد . و احوال خرّم مثال حضرت جنت‌آشيانى در اين سال اين است كه بعد از محاصرهء قندهار و فرستادن بيرام خان به ايلچيگرى به كابل و معاودت بيرام خان در ملازمت مهد عليا ، خانزاده بيگم ، ميرزا عسكرى همچنان در مقام جنگ و جدال بود . و لشكر قزلباش از طول ايام محاصره ملول شده در مقام مراجعت شدند ؛ چه ، گمان داشتند كه چون آن حضرت به حدود قندهار رسد ، الوس جغتاى به آن حضرت رجوع خواهند فرمود . و چون مدتى گذشت و هيچ كس نيامد ، به غايت انديشه‌مند شدند . به حسب اتّفاق در همان ايّام ميرزا بركه و ميرزا حسن خان و فضيل بيگ ، برادر منعم خان از ميرزا كامران گريخته به ملازمت آن حضرت آمدند . و تركمانان فى الجمله اميدوار شدند . و بعد از چند روز محمد سلطان ميرزا و الغ ميرزا و قاسم حسين سلطان و شيرافكن بيگ نيز گريخته به قندهار آمدند و موجب اطمينان خاطر لشكر قزلباش شدند . و مؤيد بيگ كه در قلعه محبوس بود به حيله‌اى كه توانست خود را خلاص ساخته از حصار قندهار به ريسمان فرود آمد . و آن حضرت او را نوازش بسيار كرد . و جمعى ديگر نيز به سردارى ابو الحسن ، برادرزادهء قراچه خان و منوّر بيگ ، ولد نور بيك از قلعهء قندهار بيرون آمدند . و ميرزا عسكرى به غايت مضطرب شده طلب امان كرد . و آن حضرت از كمال مروت او را امان داده ، امراى قزلباش را طلب نمود و به ايشان مقرر ساخت كه « چون اهل و عيال و الوس جغتاى در قلعهء قندهار بسيار است ، سه روز هيچ‌يك از تركمانان مزاحم اهل قلعه نشود . » و به موجب مقرّر سه روز مردم قلعه به اهل و عيال بيرون آمدند . و ميرزا عسكرى با كمال خجالت
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ : اسليم شاه .