قنّوج جنگ كرده شد و هندوستان از تصرف آن حضرت بيرون آمد و شير خان مستقل گشت .
و نخست ولايت ككران را به تصرف درآورد و پنجاب را به هيبت خان نيازى داده مراجعت نمود و به تسخير زنتنبور رفته آن قلعه را به صلح بگرفت . و راى مالديو كه از زمينداران آن عصر امتياز يافته بود ، به عزيمت جنگ شير خان روان گشت . و در يعمر هردو لشكر به يكديگر نزديك شدند . و مالويد طاقت نياورده مراجعت نمود ، و جمعى از لشكريانش بر شير خان شبيخون آورده به قتل رسيدند . و شرح اين جنگ در احوال مالديو نوشته خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى .
و قلعهء جودپور كه محل حكومت راى مالديو بود ، به تصرف شير خان درآمد و جمعى را به محافظت آن تعيين نموده عازم فتح قلعهء رايسين گشت و قلعهء جتور را نيز به صلح بگرفت . و چون قلعهء رايسين را محاصره نمود ، پورنمل نامى كه قلعه در تصرف او بود ، پايان آمده و قلعهء رايسين نيز به تصرف شير خان درآمد . و پورنمل را بعد از دو ماه به قتل رسانيد . « 1 » و رايسين را به مردم اعتمادى خود سپرده قصد تسخير قلعهء كالنجر نمود . و جمعى را پيشتر از خود به محاصرهء آن قلعه فرستاد و بعد از دو ماه خود نيز به پاى قلعه آمد . مدت محاصره قريب به شش ماه امتداد يافت . و چون قلعه در غايت استحكام بود چاره منحصر در ساختن سركوب دانستند . و بعد از ارتفاع سركوب ، روزى شير خان به نفس خود به بالاى آن محل برآمده مردم را به انداختن توپ و تفنگ امر مىكرد . و به حسب اتفاق آتش در داروى تفنگ بسيار [ ى ] كه در نزديك شير خان بود افتاد و شعلهء آن به شير خان رسيده اكثر اعضايش بسوخت . « 2 » [ 680 ب ] و لشكريانش هم در آن روز به فرمودهء او جنگ بر قلعه انداخته ، راجه كرت سنگ ، حاكم قلعه را دستگير كردند و قلعه به تصرف درآمد . شير خان را چون به منزل آوردند ، به همان جراحت درگذشت . « 3 » و امراى افغان
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ : « شير خان به تقريب اينكه پورنمل ابن سلهدى ، مقدّم راىسين ، شهر چنديرى را كه از معظم بلاد هندوستان است تاخته و اهل آنجا را به قتل رسانيده مقدار دو هزار عورت هنديّه و مسلمه در حرم خود نگاه داشته بود ، لشكر بر سر قلعهء راىسين برده آن را محاصره نمود . تاريخ محاصره اين مصراع يافتند : قيام بارگه باشد مبارك [ - 950 ] » .
( 2 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 372 ) : « از قضا حقّهاى از آن حقهها [ ى پر از داروى تفنگ ] بر ديوار قلعهاى خورد و به زور بازگشته شكست و ريزههاى آن حقّههاى ديگر افتاد و آتش درگرفت و سراپاى شير شاه بسوخت و چون يلمه شد . »
( 3 ) . نعش او زا به سهسرام دفن كردند . مدت حكومت وى پانزده سال و سلطنت پنج سال بود . اين قطعه در مرگش گفتهاند .شير شاه ، آنكه از مهابت او * شير و بز آب را به هم مىخورد
از جهان رفت و گفت پيرد خرد * سال تاريخ او ز آتش مرد - 952( منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 374 )