تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5690

مساهمون:

ص٥٦٩٠
[ 679 ب ] مقرر گشت . و به واسطهء نيكوخدمتى نزد سلطان جنيد برلاس راه سخن يافته روزبه روز اعتبار او بيشتر مىشد و آنچه از سلطان جنيد به او عايد مىشد ، صرف افغانان نموده جمعى كثير گرد آورد . تا آنكه سلطان جنيد از جمعيت او آگاه شد . و به واسطهء آنكه افغان بسيار نزد او جمع شده بود انديشه‌مند شده در مقام دفع او درآمد . و شيخ فريد بر ما فى الضمير او مطلع شده به ولايت سهسرام گريخت و مدتى آنجا سر برده نزد جلال خان افغان ولد دريا خان نوخانى - كه بهار را در تصرف داشت - رفت . و نزد جلال خان نيز به واسطهء حسن سلوك اعتبار تمام يافت و يكى از پرگنات معتبر بهار به جاگير او مقرر شد . و حضرت جنت آشيانى بعد از واقعهء حضرت فردوس‌مكانى ، فوجى را به تسخير ولايت بهار و حاجىپور و جبارن و ساران مقرر نمود ، ببن و بايزيد متفق شده به جنگ متوجه شدند . و چون جلال خان نوخانى ، ولد دريا خان خردسال بود ، خود به جنگ نرفته هزار سوار به سردارى شيخ فريد به كمك افغانان فرستاد و او را به شير خان ملقب گردانيد . و افغانان بر فوج مغول غالب آمده ، ببن و بايزيد به جونپور آمدند . و حضرت جنت‌آشيانى - چنان كه گذشت - ايشان را دفع نمود . و شير خان بعد از جنگ از ببن و بايزيد جدا شده متوجه بهار گشت و جمعى را كه جلال خان به او همراه كرده بود ، با خود متفق ساخته به بهار درآمد و باقى لشكر جلال خان را نيز به هرحيله كه توانست با خود موافق گردانيد و جلال خان را به دست آورده محبوس گردانيد . و اندوختهء دريا خان و جلال خان به تصرفش درآمده قوى حال گشت ، و يك سال تمام ولايت بهار را متصرف بود . و بسيارى از افغانان كه سرگردان بودند نزد او جمع شدند . و حضرت جنت‌آشيانى چون سركار جونپور و اوده را از تصرف ببن و بايزيد بيرون آورد ، مصطفى حوربين كه از اعيان افغانان بود و حاكم اوده بود ، گريخته با جمعيت بسيار به حاجىپور رفت و شير خان در مقام فريب او شده پيغام كرد كه « توقف در حاجىپور سودى ندارد و عن قريب مغولان تعاقب خواهند نمود . از آب گذشته به بهار مىبايد آمد كه بنده تابع مطلع است ، و به اتفاق دفع فوج مغول آسان‌تر مىشود . » مصطفى فريب خورده به بهار آمد و شير خان چند روز در لوازم مهماندارى و اطاعت به اقصى الغاية سعى نمود و بعد از آنكه لشكريان مصطفى را با خود متفق ساخت ، به وقت فرصت مصطفى را گرفت و زر بسيار از خزانهء مصطفى به دست آورده بر لشكريان قسمت كرده و به غايت قوى شد . و چون خاطرش از جانب اهل و عيال جمع نبود و قلعهء رهتاس كه از قلعه‌هاى مشهور هندوستان است و به او قريب بود و حكومت آنجا به راجه كيس‌راى تعلق داشت و به جنگ گرفتن آن قلعه به هيچ وجه ميسر نبود ، نزد راجه تحف و هداياى بسيار فرستاده پيغام