تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5667

مساهمون:

ص٥٦٦٧
نمود و در غرهء رجب حضرت جنت‌آشيانى از آب لاهور عبور فرمود . و ميرزا كامران تا نزديك بهره « 1 » همراهى كرد . و خواجه كلان بيگ از سيالكوت اين خبر شنيده به ايلغار به اردو ملحق شد . و ميرزا حيدر به كشمير درآمد و كشميريان كه با يكديگر مخالفت داشتند ، جمع آمده ميرزا حيدر را ملازمت كردند . و به قوّت ايشان كشمير بىجنگ و نزاع به تصرف ميرزا حيدر درآمد و به تاريخ بيست و دويم رجب ميرزا حيدر در كشمير حاكم شد . و ميرزا كامران در نواحى بهره با ميرزا عسكرى از حضرت جنت‌آشيانى جدا شده به اتفاق خواجه كلان بيگ به جانب كابل رفت . و حضرت جنت آشيانى به طرف سند متوجه شد . و ميرزا هندال و يادگار ناصر در ملازمت بودند و بعد از چند منزل هردو اتفاق نموده اظهار خلاف نمودند و بيست روز از آن حضرت جدا شده سرگردان مىگشتند . و بار ديگر به نصيحت ابو البقا به ملازمت آن حضرت آمدند . و در كنار درياى سند كه در اردو قحط شده بود و كشتى به جهت عبور به هم نمىرسيد ، بخشولنكا « 2 » كشتى بسيار مملو از غلّه به اردو رسانيده نوازش بسيار يافت . و لشكر از آب گذشته متوجه بكر شد و قصبهء لهرى محل نزول شد . « 3 » و ميرزا هندال به بات رفت ؛ چه آنجا ما يحتاج لشكر به فراغت به هم مىرسيد و از لهرى كه نزديك قلعهء بكر است تابات هفتاد كروه راه است . و مير طاهر حيدر به ايلچيگرى نزد شاه حسين ارغون به تته رفت . و سمندر كه از نزديكان آن حضرت بود ، اسب و خلعت به شاه حسين ارغون برد . خلاصهء پيغام آنكه « آمدن به ولايت بكر و تته از روى ضرورت است ، و غرض استخلاص گجرات . اكنون به ملازمت مىبايد آمد كه مشورت تسخير گجرات نموده شود . » و شاه حسين در جواب پنج شش ماه اهمال كرد و بعد از آن اعلام نمود كه « ولايت بكر در كمال بىحاصلى است . اگر اردو به ولايت تته نزديك شود ، بهتر است ؛ چه ، هرسخن كه گفته و شنيده مىشود شش ماه مىگذرد و بعد از نزديك شدن بدانچه صلاح وقت باشد عمل نموده شود . » و چون از بكر غلّه نايافت شد ، آن حضرت كوچ كرده به بات كه محلّ نزول ميرزا هندال بود تشريف برد ؛ چه ، مسموع شده بود كه ميرزا هندال ارادهء رفتن قندهار دارد . و در اين سال عبد الله خان بن كوچم خان كه پادشاه ماوراء النّهر بود ، فوت شد . مدّت سلطنتش شش ماه و كسرى بود . و عبد اللطيف خان ، برادرش به جاى او حاكم شد .
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ : « . . . تا نواحى بهيره بنابر مصلحتى موافقت كرد . » ( 2 ) . م : بخشونكا . ( 3 ) . منتخب التواريخ : « تا آنكه پادشاه را با جمعى معدود گذر به جانب جيلمير و ولايت ماروار افتاد . »
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5667 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى