ذكر وقايع سنهء نهصد و چهل و هفت هجرى [ موافق سال نهصد و سى و هفتم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در اين سال شاه طهماسب ، حاكم ايران قلعهء تفليس گرجستان را مسخّر ساخت و در تبريز قشلاق كرد و غازى خان تكلو از سلطان سليمان خواندگار روم فرار نموده به درگاه شاه آمد . و اكثر ولايت شيروان به تيول او مقرر شد .
و دهم محرم اين سال حضرت جنتآشيانى در كنار آب گنگ با شير خان افغان جنگ كرد « 2 » و به واسطهء اتفاق جمعى از امرا و سستى بعضى ديگر فتح ميسر نشد و ناچار به آگره مراجعت واقع شد و مخالفان نزديك رسيدند و در آگره توقف ميسر نشده به جانب لاهور روان شد .
و در غرّهء ربيع الأول اين سال تمام سلاطين و امراى الوس جغتاى در لاهور جمع آمدند و در هرسرى سودايى و در هردلى تمنايى بود « 3 » محمد سلطان ميرزا و فرزندان كه مادّهء صد گونه فتنه و فساد بودند ، از افغانان گريخته به لاهور آمدند . و باز از لاهور گريخته به طرف ملتان رفتند . ميرزا هندال و ميرزا يادگار ناصر صلاح در آن مىديدند كه « به جانب بكر « 4 » و تته مىبايد رفت . بعد از تسخير آن ولايت و دفع ميرزا شاه حسين ارغون ، تسخير گجرات در غايت آسانى است . » و ميرزا كامران در اين فكر بود كه زودتر آن جماعت را متفرق كرده تنها به كابل رود .
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 951 ؛ قياسا افزوده شد .
( 2 ) . و « خرابى ملك دلى » [ - 947 ] مادّه تاريخ اين برخورد بود . - منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 354 .
( 3 ) . منتخب التواريخ : « هنوز هم نفاق به حال بود . »
( 4 ) . منتخب التواريخ : بهكر .