تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5666

مساهمون:

ص٥٦٦٦
و حضرت جنت‌آشيانى مدتى در مقام آن بود كه شايد برادران را با خود متفق سازد و به دفع مخالفان بپردازد . چون يقين شد كه اتفاق ايشان محال است ، خاطر مباركش به غايت متألم شد . روزى جميع سلاطين و امرا و اركان دولت و اكابر جمع آمده قرعهء مشاورت در ميان انداختند . آن حضرت فرمود كه « قبل از اتفاق هيچ امرى تمشيت نمىپذيرد . » و جميع مردمى كه حاضر آمده بودند خط مؤكد به سوگند و عهد در باب اتفاق دادند و جميع مردم حاضر بر آن كاغذ گواهى نوشتند و شروع در مشورت شد . ميرزا حيدر دو غلات كه به وقت سلطان سعيد خان كشمير را - چنان كه گذشت - به تصرف درآورده بود ، به عرض رسانيد كه « فتح كشمير در كمال سهولت است و جايى است به غايت محكم . به جهت امنيت خاطر سپاهى كشمير را [ 673 ب ] مىبايد گرفت و اهل و عيال و اسباب را به آنجا فرستاد ، و تمام دامن كوه را از كنار سند تا كنار جون و گنگ مىتوان نگاه داشت ؛ چه ، افغانان كوته سلاح‌اند و توپ و ضرب‌زن به كوهستان درآوردن به غايت مشكل است . » ميرزا كامران كه در فكر كار خود بود ، گفت كه « اين كارى است به غايت مشكل و غنيم نزديك رسيده است ، مبادا كه كشمير به تصرف درنيايد و اهل و عيال سپاهيان بىمأمن بماند و در معرض تلف درآيد . صلاح در آن مىبينم كه حضرت پادشاه و ميرزايان جريده باشند ، خواه به كشمير روند و خواه به جاى ديگر و جميع كوچ و بنه را به من همراه نمايند كه به كابل رسانم و خاطر از ايشان جمع كرده به خدمت معاودت نمايم . » چون يك لحظه قبل از اين بر اتفاق و ترك نفاق سوگند ياد كرده بود ، تمام مردم مجلس از اين سخن كه محض نفاق و ارادهء خلاصى خود و تصرف كابل و به دست آوردن اسباب بود ، حيران شدند و به اتفاق گفتند كه « هرگاه اهل و عيال و سپاهيان از هندوستان بيرون رفت و چندين دريا و كوه در ميان آمد ، كدام سپاهى با چنين دل‌نگرانى در هندوستان با وجود غنيمى چنين قوى توقّف خواهند كرد ؟ » ميرزا كامران در جواب بجز آن سخن كه قرارداد خاطرش بود نگفت و مجلس به آخر رسيد و همچنين روز مىگذشت و هيچ امرى قرار نمىيافت تا آنكه شير خان نزديك به سلطانپور رسيد . و حضرت جنّت‌آشيانى ، ميرزا حيدر را با جمعى كه قبول خدمت كشمير كردند ، به آن طرف فرستاد . و خواجه كلان بيگ نيز مقرر شد كه متعاقب ميرزا حيدر روان شود . چون ميرزا حيدر به نوشهر « 1 » رسيد و خواجه كلان بيگ به سيالكوت رفت ، شير خان از آب سلطانپور عبور
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ : نوشهره .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5666 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى