تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5659

مساهمون:

ص٥٦٥٩
و آن حضرت ، جهانگير بيگ مغول ينكجك را به تسخير گدهى نامزد گردانيد « 1 » و هندال ميرزا تا منگر « 2 » در ركاب ظفر انتساب بود . و چون محمّد سلطان ميرزا و الغ ميرزا و شاه ميرزا كه از آن حضرت گريخته بودند در ميان ولايت خلل مىكردند ، هندال ميرزا به دفع ايشان مأمور گشته به جانب آگره مرخص شد . و محمد زمان ميرزا چون در گجرات كارى نساخت و به سند رفت ، ايلچيان به خدمت آن حضرت فرستاده طلب امان و عفو نمود و امان يافته متوجه درگاه گشت . و جهانگير بيگ چون به گدهى رسيد ، قطب خان ، ولد شير خان و خواص خان ايلغار كرده به وقت فرود آمدن لشكر رسيدند و جهانگير بيگ را شكست دادند و جهانگير زخمدار به ملازمت حضرت پادشاه آمد . و آن حضرت كوچ كرده به پاى دروازهء گدهى آمد . و قطب خان و خواص خان طاقت نياورده فرار نمودند . و آن حضرت از گدهى به فراغت خاطر گذشته بنگاله را به تصرف درآوردند . و شير خان افغان چون طاقت مقاومت نداشت ، به جانب بهار و رهتاس رفت و آن حضرت سه ماه در بنگاله توقف فرمود و شهر گور را جنّت‌آباد نام كردند . و ميرزا هندال در آگره فرصت يافته آغاز مخالفت كرد و شيخ بهلول « 3 » را كه حضرت جنّت آشيانى به غايت معتبر مىداشت ، به بهانهء آنكه به افغانان متفق است و سلاح به ايشان مىفرستد به قتل آورد . « 4 » و مخالفت اظهار كرده خطبه به نام خود خواند و عازم تسخير دهلى كه دار السلطنهء هندوستان است گشت . و اين اخبار چون به عرض حضرت جنت‌آشيانى رسيد ، بنگاله را به جهانگير بيگ بن ابراهيم ينكجك مغول سپرده ، پنج هزار كس به كمك او گذاشت و خود به نفس نفيس متوجّه آگره گشت . و محمد زمان ميرزا بن بديع الزمان ميرزا در اين وقت خجل و شرمسار آمده سعادت ملازمت دريافت . و آن حضرت مطلقا از گذشته سخنى بر زبان نياورده در مقام عفو و احسان درآمد .
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ : « و پادشاه . . . حكومت جونپور را با منصب امير الامرايى و كرسى زرّين به مير هندو بيگ قوچين مفوض داشته ، از راه گدهى كه درّه‌اىست تنگ فاصل ميان ولايت بهار و بنگاله . . . » ( 2 ) . منتخب التواريخ : منگير . ( 3 ) . ق : شيخ بول ؛ م : شيخ لول . اصلاح از منتخب التواريخ بدائونى ( ج 1 ، ص 351 ) ؛ گلبدن بيگم ، همايون نامه ، ص 40 . ( 4 ) . بدائونى قتل شيخ به بهلول را « به اغواى مفتّنان واقعه‌طلب » مىداند و مادّه تاريخ اين جنايت را « فقد مات شهيدا » ثبت كرده - منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 351 . ولى گلبدن بيگم ، خواهر همايون پادشاه مىنويسد كه « . . . شيخ بهلول در اين وقت جيبه و كجيم و اسباب سپاهيگرى در تخته پنهان كرده و در ارّابه‌ها بار كرده به شير خان و ميرزايان مىفرستد . ميرزا هندال باور نمىكردند . آخر به جهت تفحص اين امر ميرزا نور الدين محمد را فرستادند . جيبه و كجيم‌ها را يافتند . بندگى شيخ بهلول را به قتل رسانيدند . » - همايون‌نامه ، ص 40 .