ذكر وقايع سنهء نهصد و چهل و چهار هجرى [ موافق سال نهصد و سى و چهارم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در ابتداى اين سال بهرام ميرزا بن شاه اسماعيل ، برادر شاه طهماسب ، در گيلان به امراى آنجا كه به ملازمتش آمده بودند بدسلوكى آغاز كرد . و خوركيا كه به مظفر سلطان ملقب گرديده بود و در گيلان اعتبار داشت به حكم ميرزا در مجلس گرفتار شد « 2 » و گيلانيان اتفاق نموده با قزلباشان جنگ كردند و ظفر يافتند . و بهرام ميرزا به ييلاق . . . « 3 » قزوين پريشان حال آمد .
و شاه طهماسب در طهران حكم گرفتن شاه قوام الدين نوربخش كه از اكابر سادات عراق بود فرمود و به قزوين رفته چندگاه به عيش و عشرت گذرانيد .
و خواجه كلان ملكزادهء خوافى در اين سال قلعهء استا « 4 » خواف را مضبوط كرده آغاز سركشى نمود . و جمعى از امرا به دفع او مأمور گشته او را به دست آوردند و در پاى منارهء نصريّه « 5 » تبريز به اقبح وجوه به قتل آمد .
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 944 .
( 2 ) . روضة الصفويّه : « . . . نوّاب ميرزايى آن جناب را حسب الصلاح حسن آقاى شاملوى وكيل خويش خواجه عنايت الله وزير گرفته مقيّد گردانيد . . . »
( 3 ) . يك كلمهء ناخوانا است .
( 4 ) . استا : اين موضع در منابع ديگر به گونهاى ديگر ضبط شده است . ابن محمود در تاريخ شاه طهماسب خود آن را به صورت « استاد » آورده و در روضة الصفاى ناصرى هم به صورت « استار » .
( 5 ) . نصريّه : جامع بزرگ نصريّهء تبريز ، واقع در باغ صاحبآباد [ ميدان صاحب الأمر يا « حضرت صاحب » كه سابق به صورت ميدان بزرگ ترهبار بوده ولى امروزه به دليل خيابانكشى از وسط آن ، ميدان برچيده شده است - توضيحات مرحوم ميرزا جعفر سلطان القرايى بر روضات الجنان ، ج 1 ، ص 271 ] از مآثر سلطان يعقوب از احفاد امير حسن بيگ آققويونلو است كه در سال هشتصد و هشتاد و دو شروع و در مدّت هفت سال اتمام يافته است . - اوليا چلبى ،