و اويماق تكلو شكست يافت و ديگر در درگاه شاه صاحب اختيار نشدند . « 1 »
و شاه طهماسب ، حسين خان را تسلى كرده به اردو طلب فرمود و امير الامرا ساخت . و عبد اللّه خان استاجلو نيز در امير الأمرايى شريك حسين خان شد . و مير جعفر ساوجى منصب وزارت داشت . و مير غياث الدين منصور در اين وقت صدر بود .
و از جمله وقايع عظيم اين سال اين است كه در ماه رجب سنهء مذكور حضرت فردوس مكانى ظهير الدين محمد بابر پادشاه بىحضور شد . روزبهروز مرض اشتداد يافت و معالجات به خلاف مدعا نتيجه مىداد . تا آنكه بر آن حضرت ظاهر شد كه وقت رحلت است .
لاجرم حضرت جنّت آشيانى همايون ميرزا را به كالنجر « 2 » نامزد فرموده بود طلب نموده نصايح سودمند فرمود و قايم مقام گردانيد و به تاريخ دوشنبه پنجم جمادى الأول سنهء نهصد و سى داعى حقّ را لبيك اجابت گفت . « 3 »
در دوازده سالگى آن حضرت به سلطنت رسيد . سى و هشت سال پادشاهى كرد . و بر مطالعهكنندگان اين اوراق مخفى نيست كه آنقدر آثار شجاعت كه از آن حضرت به ظهور آمده از هيچيك از سلاطين منقول نيست . و چون نقير و قطمير احوال آن حضرت در اين اوراق منظور است ، احتياج به تكرار نيست . « 4 » اما سخاوتش در آن مرتبه بود كه خزاين چندين سالهء پادشاهان هندوستان را چون به دست آورد ، در كمتر از يك سال به نوعى انعام فرمود كه چون ارادهء تسخير بنگاله و بهار نمود ، آنقدر در خزانه موجود نبود كه به علوفهء توپچى و قيمت داروى تفنگ وفا نمايد . تمام مردم ماوراء النهر و اكثر مردم عراق و خراسان از خزانهء هندوستان قسمت يافتند . به مردم كابل به سرشمار انعام داد و هيچ جاندار در آن ملك محروم نماند . به مكه و مدينه و نجف و كربلا چندان نذر و تصدق رفت كه جميع سكان آنجا بهرهمند
هامش
( 1 ) . مادّه تاريخ شكست فاحش تكلويان « آفت تكلو » ست . در خصوص اين واقعه به غير از متون تاريخى دوران صفويه ر ك : نامههاى شاه طهماسب ، به اهتمام عبد الحسين نوايى ، ص 154 .
( 2 ) . كالنجر قلعهاى است در شمال لاهور و جنوب كشمير . فيل آن مشهور است . در سدهء 5 ه . ق سلطان محمود آن قلعه را فتح كرد .
( 3 ) . تاريخ فوت بابر پادشاه در كتب تاريخى به صورتهاى گونهگون آمده است . در طبقات اكبرى ( ج 2 ، ص 27 ) و تاريخ فرشته ( ج 1 ، ص 393 ) پنجم جمادى الاولى سال 937 ضبط شده . شيخ ابو الفضل ( اكبرنامه ، ج 1 ، 184 ) ششم جمادى الاولى را ثبت كرده . و احمد يادگار نيز در تاريخ شاهى ( ص 129 ) « . . . روز جمعه به تاريخ چهاردهم سنهء 937 در آگره » را خاطرنشان كرده است ، مولانا شهاب معمايى نيز مصرع« همايون بود وارث ملك وى » - 937را در ماده تاريخ فوت وى يافته كه در ضمن سال جلوس همايون ميرزا نيز هست .
( 4 ) . « اكبرنامه : « محال است كه كمالات ذاتى و صفاتى آن ذات قدسى آيات به دفترها گفته آيد . »