تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5622

مساهمون:

ص٥٦٢٢
و سلطان سعيد خان ، حاكم ياركند در اين سال به وقتى كه همايون ميرزا از بدخشان به هندوستان رفته بود و هندال ميرزا هنوز نرسيده به اغواى بدخشانيان كه عاشق فتنه‌انگيزى و خونريزىاند متوجه بدخشان گشت و رشيد سلطان ، پسر خود را در ياركند گذاشت . و حيدر ميرزا را به رسم منقلاى پيشتر روان ساخت . و ميرزا حيدر به پاى قلعهء ظفر آمد و قبل از رسيدن ميرزا حيدر ، هندال ميرزا به قلعهء ظفر رسيده بود . چون طاقت مقاومت سلطان سعيد خان نداشت ، در قلعهء ظفر حصارى شد . و سعيد خان به پاى قلعه آمده آنچه يافت ، به غارت برد . و از مردم بدخشان كه او را طلبيده بودند به خلاف متوقع اتفاق نديد . لاجرم به ولايت خود مراجعت كرد . و حضرت فردوس مكانى از توجّه سلطان سعيد خان به بدخشان مطلع شد . و چون با وجود نهايت قرابت او به سلطان سعيد خان به غايت آزرده‌خاطر شد و مكتوبى به سعيد خان نوشت كه « امرى كه باعث مخالفت باشد ، معلوم نيست . و حقوق سابق و لاحق در ميان است . اگر ملاحظهء خاطر هندال نمىفرمايند ، سليمان ميرزا را كه نسبت فرزندى او به ما و شما يكى است ، به بدخشان فرستاديم . يقين است كه مراعات خاطر او خواهند فرمود . » اما قبل از رسيدن سليمان ميرزا ، سلطان سعيد خان مراجعت نموده بود . و سليمان ميرزا به بدخشان آمده ، هندال ميرزا به هندوستان رفت و بدخشان به تصرف ميرزا سليمان درآمد و مستقل شد . و در ماوراء النهر كوچم خان پادشاه بود . اما عبيد الله خان صاحب اختيار ملك و مال بود . و بعد از شكست جام بار ديگر لشكرها جمع آورده به مرو رفتند و به صلح مراجعت نمودند . و بعد از مراجعت كوچم خان فوت شد . و ابو سعيد خان ولد كوچم خان به پادشاهى رسيد . و او به غايت فربه و ضخيم الجثه بود ؛ چنان كه بر خوابيدن قدرت نداشت [ 665 الف ] و نشسته خواب مىكرد و به مشقت بسيار سوار مىشد .