ذكر وقايع سنهء نهصد و سى و يك هجرى [ موافق سال نهصد و بيست و يكم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در اين سال شهريار ايران شاه طهماسب كه سن مباركش به دوازده سالگى رسيده بود ، به صلاح امرا قشلاق در سهند گرفت . و سلاطين اوزبك چون خبر شدند كه امراى قزلباش با يكديگر در مقام مخالفتاند ، فرصت يافته به الكاى خراسان درآمدند . و ديو سلطان كه وكيل بود ، چون از امراى استاجلو بدگمان بود به بهانهء دفع سپاه اوزبك از اردو جدا شده به ييلاق لار رفت . و جوهر سلطان تكلو كه حاكم اصفهان بود و على سلطان ، حاكم شيرازو قراچه سلطان ، حاكم همدان نزد او رفتند و به اتفاق متوجه اردوى بزرگ شدند . و مصطفى سلطان [ استاجلو ] « 2 » كه به كپك سلطان مشهور است ، پس از اجتماع امرا طاقت توقّف در اردو نياورده از راه خنجان « 3 » به سلطانيه رفت . و امراى استاجلو مثل قليچ خان و منتشا بيك و بدر بيك و غير ذلك به او ملحق شدند و عزيمت اردو نموده جنگ الوس تكلو را پيشنهاد همت گردانيدند .
و قيصر روم كه اكنون به خواندگار مشهور است ، در اين سال لشكرى به ولايت فرنگ فرستاد و بسيارى از ولايت ايشان را به تصرف درآورد .
و در هندوستان آنچه واقع شد اين است كه سلطان بهادر ، پسر سلطان مظفر گجراتى از پدر آزردهخاطر شده به ولايت چيتور رفت و آنجا نيز توقف نكرده به ميوات نزد حسن خان
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 913 .
( 2 ) . افزوده از روضة الصفويّه ( ص 362 ) .
( 3 ) . ق : بىنقطه . ظاهرا بايد زنجان باشد .