ذكر وقايع سنهء نهصد و سى هجرى [ موافق سال نهصد و بيستم از رحلت خير البشر ] « 1 »
شاه اسماعيل در اين سال در نخجوان قشلاق كرد . و از يورت قشلاق به شكار اسب به الكاى شكى رفت . و به وقت مراجعت شيخ شاه ، حاكم شروان بار ديگر به ملازمت آمده معزز و محترم رخصت معاودت يافت . و اردوى بزرگ به اردبيل آمده از آنجا به سراب رفت . و در آن نواحى مزاج فرماندهء ايران از منهج اعتدال منحرف شد . و مرض حصبه عارض ذات خجسته صفات شهريار ايران گشت و روزبهروز مرض اشتداد مىيافت . تا آنكه در روز دوشنبه نوزدهم رجب اين سال از جهان فانى به سراى باقى انتقال فرمود و در اردبيل به مقبرهء آبا و اجداد مدفون شد . « 2 »
ايام حياتش سى و نه سال و مدت سلطنتش بيست و چهار سال . اكثر اوقاتش مصروف شكار مىشد . و در فصول اربعه از آن شغل خالى نبود . به شجاعت و سخاوت و وفا - كه بهترين صفات پادشاهان است - متصف بود . با وجود سلطنت بالاستقلال ايران هرگز در خزينهء او نقد نبود كه به خرج يك روزهء سركار او وفا نمايد . و هرگاه از ولايات خراج به درگاه مىآمد ، همان روز صرف مىكرد . و احيانا حكم تاراج مىنمود .
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 930 .
( 2 ) . موّاد التواريخ زيادى در فوت وى گفتهاند ، از جمله :
طاهر دكنى : « شاه جهان كرد جهان را وداع » ملّا حيرتى :« شاه و شاه و شاه » مىگفتند بهر ماتمش * من همين الفاظ را تاريخ فوتش يافتمتذكرهء نصرآبادى ، ص 470 .