اكثر اوقات با امراى اكابر و اعيان ولايت خود نرد غايبانه مىباخت . بسيار بودى كه شخصى در منزل خود نشسته بود ، خزانهدار شاه اسماعيل خروارهاى زر به در خانه آوردى كه شاه در نرد باخته است و احيانا برعكس نيز واقع شدى . در مقام تربيت هركس از آحاد الناس درآمد ، مرتبهء او به جايى رسيد كه فوق آن متصور نبود . و تربيت كردهء خود را هرگز خوار نكرد .
نوبتى به عرض او رسانيدند كه ميرزا شاه حسين پنجاه هزار تومان كه بيست و پنج لك روپيه باشد از خزانه متصرف شده است . در جواب گفت كه « بر وجود نوكرى چنين عالىهمت كه از بيت المال اينقدر صرف تواند كرد ، شكر واجب است . »
شجاعتش محتاج بيان نيست ؛ چه ، در اندك وقتى آذربايجان و ديار بكر و شروان و عراق عرب و عراق عجم و فارس و كرمان و خراسان - كه هريكجاى يك پادشاه است - مسخر ساخت . و در اكثر معارك به نفس خود شمشير رسانيد .
و امراى قزلباش اتفاق كرده شاه طهماسب « 1 » را كه ارشد و اسنّ اولادش بود ، بر خود پادشاه كردند . و ديو سلطان و مصطفى سلطان به شركت در امر وكالت دخل كردند . و قاضى جهان قزوينى ناظر سركار شد . و مير قوام الدين حسين اصفهانى در صدارت شريك مير جمال الدين حسين گشت . و قشلاق در تبريز اتفاق افتاد . و خواجه جلال الدين محمد و مولانا ادهم منير به ياسا رسيدند .
و از ديگر سلاطين روى زمين در اين سال خبرى كه نقل آن لايق به سياق اين مختصر باشد از كتبى كه به وقت مسودّهء اين اوراق در نظر بود ، معلوم نشد .
هامش
( 1 ) . طهماسب ميرزا روز شنبه نوزدهم رجب سال 930 به تخت سلطنت جلوس كرد . وى در اين زمان بيش از ده سال و شش ماه و سه روز سن نداشت . تولد وى روز چهارشنبه بيست و ششم ذيحجّهء سال 919 در قريهء شهاباد نزديك اصفهان بود .