تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5552

مساهمون:

ص٥٥٥٢
حضرت به ايلغار متوجه ولايت ككران شدند و به نواحى قلعهء پرهاله آمده و هالىككر در جايى محكم كه محل عبور به يك سوار بيشتر نبود ، به جنگ ايستاد و جمعى را كه از لشكر به تاراج پيشتر رفته بودند ، منهزم گردانيد . در اين وقت دوست بيگ با جمعى كثير از شجاعان لشكر اطراف سررسيده به يك حمله ككران را متفرق كرد و هالى به طرف قلعه گريزان شده دوست بيگ تعاقب نمود ، و هالى را فرصت آن لشكر كه در قلعه مضبوط شود نه ، لاجرم دل از ملك و مال برگرفته فرار نمود و قلعهء پرهاله به تصرف لشكر آن حضرت درآمد و آنچه در آنجا بود ، به تاراج رفت . و اردوى ظفر قرين از آنجا كوچ كرده متوجه نيلاب شد ، و به كشتى از آب نيلاب عبور واقع شد . و محمد على جنگ به حكومت ولايت و ايل و الوس ما بين بهره و آب سند معين شد . و ايلچى [ ى ] كه به حاكم هندوستان رفته بود ، از لاهور رخصت گذشتن [ 651 ب ] گرفته بىآنكه جوابى مشخص بياورد ، معاودت نمود . و آن حضرت كوچ‌بركوچ به كابل درآمد . و دوست بيگ در اين راه بىحضور شد . چون به كابل رسيد ، فوت شد . و چون خدمات پسنديده به جاى آورده بود ، آن حضرت از فوت او به غايت متأسف شد . و جاى او به برادرش ميرم ناصر مرحمت شد . و هندو بيك و جمعى ديگر كه در آن طرف آب سند بودند ، بعد از مراجعت آن حضرت چون طاقت مقاومت افواج سلطان ابراهيم نداشتند ، ناچار بعد از آن حضرت به اندك وقتى به كابل آمدند . و اكثر اوقات آن حضرت در اين ايام به شرب مدام مىگذشت . و در موسم بهار و خزان در سرزمينى كه لايق تماشا بود ، محل نزول اجلال شد . و در بيست و دويم رجب همين سال به عزيمت تأديب افغانان كه در نواحى گرديز مقام داشتند ، سوار شد و به ايلغار به آن نواحى رفته هركس را كه يافتند به قتل آوردند . و حسين حسن نام جوانى كه به شجاعت مشهور بود ، در اين يورش از كمال شجاعت به ميان جمعى از افغانان درآمد به قتل رسيد . و آن حضرت بر قتل او تأسف بسيار اظهار فرمود و بعد از تاخت و تاراج آن نواحى به كابل اتفاق معاودت افتاد . و هم در اين سال به عزيمت تأديب الوس يوسف زايى و عزيمت عمارت قلعهء پيشاور و اشتقر به طرف كنار آب سند ديگر باره روان شدند . و چون به مقصد رسيد ، اكثر زراعت يوسف‌زايى به تاراج رفت . و خبر رسيد كه سلطان سعيد خان از كاشغر متوجه بدخشان است . لاجرم آن حضرت به كابل معاودت نمود . و در حين مراجعت افغانان خضر خيلى را كه به قطع طريق اقدام مىنمودند تاخته غنيمت بسيار به دست لشكريان افتاد . و بقيّهء اين سال بر آن حضرت به عيش و نوش گذشت .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5552 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى