تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5541

مساهمون:

ص٥٥٤١

ذكر وقايع سنهء نهصد و بيست و دو هجرى [ موافق سال نهصد و دوازدهم از رحلت خير البشر ] « 1 »

در اين سال شاه اسماعيل را فرزندى متولد شده به القاص ميرزا « 2 » موسوم شد . و سلطان سليم ، قيصر روم به ملطيه آمد و بيغلو چاوش « 3 » را كه از امراى روم به شجاعت امتياز داشت به تسخير ديار بكر نامزد گردانيد . و قرا خان استاجلو كه به حكم شاه اسماعيل حاكم آن ولايت بود ، با روميان جنگ كرده به قتل رسيد و ديار بكر به تصرف روميان درآمد . و چون خاطر قيصر از طرف ديار بكر جمع شد ، عزيمت تسخير مصر و شام نمود . و سلطان قانصوه غورى از مصر به عزم جنگ روميان روان گشت و صوبان باى ، « 4 » برادرزادهء خود را به نيابت در مصر گذاشت . و در حوالى حلب ، پادشاه مصر و شام و حجاز و قيصر روم به يكديگر رسيدند و جنگى عظيم كردند . و سلطان سليم غالب آمده قانصوه با اكثر امراى معتبر در معركه به قتل رسيد و قيصر مظفر و منصور به شام رفت . و ايلچى به صوبان باى فرستاده پيغام كرد كه « سكّه و خطبه اگر به نام من شود ، معاودت مىنمايم . » و صوباى باى به صلح راضى شد . اما امراى چركس كه هرگز به سخن حاكم خود نبودند ، قبول صلح نكردند و هرچند صوبان باى مبالغه كرد كه « اكنون صلاح در صلح است ، و بعد از معاودت سلطان سليم به روم آنچه از
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 922 . ( 2 ) . نسخ : الوس ميرزا . شاه اسماعيل پس از شكست چالدران همواره در فكر انتقام از سلطان سليم بود ، و اين نام را به خاطر همان بر پسر خود انتخاب كرد . ( 3 ) . ق : معلق چاوش ؛ م : مقلو چاوش . اصلاح از احسن التواريخ ( ص 201 ) . ( 4 ) . م : طرباى باى . وى آخرين فرمانرواى چراكسهء مصر است و نامش در منابع تاريخى معتبر الاشرف طومان باى ضبط شده است .