و سلطان سعيد خان را در اين سال فرزندى به وجود آمده به سلطان سكندر موسوم شد .
و از احوال حضرت فردوس مكانى ظهير الدين محمد بابر پادشاه غازى از اين تاريخ تا سنهء نهصد و بيست و پنج « 1 » بجز آنكه قندهار را محاصره نموده بعد از طول محاصره فتح نمود ، از سياق تواريخ خبرى ديگر معلوم نشد . و كيفيّت اين فتح اين است كه چون شجاع بيگ مرتبهء اول به ولايت قزلباش گريخت ، مدتى در هرات [ 649 ب ] محبوس بود و به حيلهاى كه توانست از مجلس گريخته به نواحى گرمسير و قندهار آمد .
و حضرت فردوس مكانى بعد از قتل شيبك خان به ماوراء النهر رفت و بر آنجا مستولى شده از عبيد اللّه خان شكست يافت و شجاع بيگ در اين ايام قندهار را به تصرف درآورد . و چون حضرت پادشاه بار ديگر به كابل مراجعت فرمود و مستقل شد ، به دفع او روان گشت . و او حصارى گشته به امراى قزلباش كه در خراسان بودند ، ايلچيان فرستاد كه « به سعى شما اگر از تنگناى قندهار خلاص شوم ، مدت العمر اطاعت حكم ايران خواهم كرد . »
و چون ميان حضرت بابر پادشاه و شاه اسماعيل دوستى بود ، حكام خراسان ايلچيان نزد آن حضرت فرستاده استدعاى كوچ به طرف كابل نمودند . و آن حضرت بعد از آنكه كار بر شجاع بيگ تنگ كرده بود ، از پاى حصار برخاسته متوجه كابل شد . و شجاع بيگ كه از امتداد ايام محاصره به جان آمده بود ، فرصت يافته از حصار بيرون آمده به جانب آب سند رفت و باقى نامى را در قندهار گذاشت . و باقى بر قلعه مستولى شده كس نزد حضرت بابر پادشاه فرستاده اظهار اطاعت نمود . و آن حضرت عنان مراجعت معطوف گردانيده به پاى قلعه رسيد .
و باقى بيرون آمده قندهار را تسليم گماشتگان آن حضرت كرد . و چون خاطر آن حضرت از قندهار جمع شد حكومت آن ملك را به كامران ميرزا تفويض نموده به كابل مراجعت نموده در فكر يورش هندوستان شدند . و در ماوراء النهر كوچم خان به خانى موسوم بود .
و احوال اقليم هندوستان در اين سال اين است كه سلطان سكندر در دهلى حاكم بود . و در گجرات سلطان مظفر فرمانده خلايق بود . و راىبهيم ، مقدم ايدر كه باجگذار حاكم گجرات بود ، در اين سال فوت شد و حكومت ايدر به حكم سلطان مظفر به بهارمل ، پسر بهيم مقرر شد .
و راىبهيم را برادرزاده [ اى ] بود رايمل نام كه خواهرزادهء حاكم چيتور بود به مدد حاكم چيتور متوجه ايدر گشته بهارمل را از آن جمله بيرون كرد و بهارمل پناه به سلطان مظفر آورد .
و حاكم گجرات لشكرى به مدد وى فرستاده و رايمل را منهزم كردند و بار ديگر قلعهء ايدر به تصرف بهارمل درآمد .
هامش
( 1 ) . م : سنهء خمس عشرين و تسعمائه .