اوزبكان شيبانى را از مملكت موروث [ ى ] بيرون كرد . اما قبل از رسيدن سعيد خان ، قاسم خان مراجعت نموده بود . سعيد خان از عقب قاسم خان رفته در ولايت مغولستان به قاسم خان رسيد . و قاسم خان در آن وقت به هفتاد سال عمر داشت . با سعيد خان خوب سلوك كرد . اما در امداد عذر گفت . لاجرم سعيد خان مراجعت نمود .
آنچه در اين سال در هندوستان سانح شده اين است كه چنان كه مذكور شد ، صاحب خان پسر پادشاه مالوه به گجرات رفت و از آنجا به دهلى نزد سلطان سكندرآمد .
و دوازده هزار سوار حاكم دهلى به مدد او تعيين كرد . و صاحب خان كه به سلطان محمد مشهور است ، متوجه ولايت چنديرى شد . و سلطان محمود ، حاكم مالوه كه مدار مهماتش بر هندوان و راجپوتان بود به دفع برادر متوجه چنديرى شد و هردو لشكر به يكديگر رسيده چند روزى [ 646 الف ] جنگ كردند . آخر محمود مظفر شد و سلطان محمد ديگر باره به طرف دهلى گريخت .
و خبر آمدن سلطان مظفر ، حاكم گجرات به مالوه به سلطان محمود رسيده معاورت نمود ؛ چه ، به واسطهء آنكه تمام اختيار ملك و مال مالوه به دست كفار افتاده بود ، سلطان مظفر عزيمت آن مملكت كرد . و چون اندر پاى قدم از حد خود فراتر مىنهاد ، از راه ايدر به طرف مالوه روانه شد و راىبهيم ، مقدم ايدر ، طاقت نياورده به كوهستان دور دست گريخت . و قلعهء ايدر به تصرف سلطان مظفر درآمد . و راىبهيم جمعى را واسطه كرده بيست لك تنكه - كه عبارت از دو هزار تومان باشد - و صد اسب به پيشكش فرستاد . و سلطان مظفر جريمهء او را عفو كرد و متوجه مالوه شد . و كوچبركوچ به ميان مملكت ماه درآمد و به پاى قلعه درآمد . و چند روز آنجا توقف كرده عمارات حكام مالوه را كه در بيرون قلعه مانده بود تماشا كرد و گفت كه « غرض از اين سفر نه تسخير مالوه بود ، بلكه اراده داشتم كه سلطان محمود [ و ] صالح خان را صلح داده ، ولايت مالوه را ميان برادران قسمت كنم ، و كفار را كه صاحب اختيار مالوه شدهاند دفع نموده به جاى ايشان مسلمانان تعيين نمايم . اكنون كه سلطان محمود در مالوه نيست ، دخل در مملكت او از مروت و شجاعت نيست . »
و همان لحظه كوچ كرده به گجرات معاورت نمود . و سلطان محمود بعد از فتح و مراجعت ، خبر برگشتن لشكر گجرات شنيده به خاطرجمع به قلعهء ماندو آمد . و بعد از چند روز عليخان نامى از امراى مالوه از رشك امينان كفار با سلطان محمود مخالفت كرده به وقتى كه سلطان محمود با كفار به رسم شكار از قلعه بيرون آمده بود قلعهء ماندو را متصرف شد . و سلطان محمود معاودت نموده قلعه را محاصره نمود و كار بر محصوران تنگ شده از راه
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5520
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٥٥٢٠