ذكر وقايع سنهء نهصد و نوزده هجرى [ موافق سال نهصد و نهم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در ابتداى اين سال شاه اسماعيل به واسطهء استيلاى اوزبكان بر خراسان از اصفهان متوجه آن طرف شد ، و در ساوه حكم كرد كه سپاهيان آزوقهء سه ماهه بردارند و كوچبركوچ به ييلاق فيروز كوه رفت و از آنجا به النگ بسطام آمده عرض لشكر ديد . سپاهى در غايت آراستگى به نظر درآمد و خليل سلطان حاكم شيراز به رسم منقلاى پيشتر روان شد .
و تمام سلاطين اوزبك به مجرد شنيدن اين خبر طاقت توقف نياورده هركس هرجا بود به تعجيل از آب آمويه بگذشت . و شاه اسماعيل به النگ رادكان آمده به عيش و عشرت مشغول شد . و در هرات بعد از آنكه تيمور سلطان از آب آمويه گذشت و حاكمى صاحب اعتبار در هرات نماند ، ابو القاسم نخشبى كه در زمان سلطان حسين ميرزا صاحب اعتبار بود ، طمع در تسخير آن كرده به اتفاق نوكرى چند كه به وقت تيمور سلطان جمع آورده بود در مقام محافظت هرات شد . و ميان او و اكابر هرات كه خبر از توجه شاه اسماعيل داشتند اختلاف شده ابو القاسم ناچار از هرات بيرون رفت و از احشام واقعهطلب « 2 » آن ولايت قريب به دو هزار پياده و سوار جمع آورده در نيم فرسخى هرات نزول نمود . و مردم هرات قلعهگى شدند ، و هرروز از طرفين جمعى به قتل مىرسيدند .
تا آنكه پيرى سلطان كه به حكم شاه اسماعيل به داروغگى فوشبخ معيّن شده بود ، رسيد و از گرد راه بر ابو القاسم حمله برد . و ابو القاسم به دفع او مشغول بود كه مردم شهر از راه ديگر به
هامش
( 1 ) . در نسخ بياض است . حاشيهء « ق » : 919 .
( 2 ) . م : از احشام واقعهطلبان .