رفته آن ولايت را مستخلص ساخت . و نبيرهء خود را عادل خان خطاب داده حاكم آنجا گردانيد و مراجعت كرد . و سلطان مظفر بن سلطان محمود كه در اين يورش در ركاب پدر بود ، رخصت يافته بر ودره « 1 » رفت . [ 642 ب ] و سلطان بهادر ، پسر سلطان مظفر را سلطان محمود نزد خود نگاه داشت .
و از حكام ديگر اقاليم كه در هرسال ذكر احوال ايشان نموده مىشد ، چيزى كه لايق به سياق اين مختصر باشد ، در اين سال منقول نيست .
هامش
( 1 ) . م : دره .