تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5141

مساهمون:

ص٥١٤١
ميوه‌هاى خشك و تر به طبق‌هاى چينى تربيت داده بودند و بر زبر هر شيره نخلى بسته ؛ چه ، شيره‌ها و خوان‌ها آراسته بودند و انواع مسكرات آماده كرده بودند . مجملا در آن بيابان طوى [ ى ] كه در هيچ شهرى ميسر نباشد ، ايلچيان را دادند و همهء آنها گوسفند و آرد و جو و ما يحتاج به اعزاز فرستادند و از ايلچيان خط گرفتند كه چند نفرند و گفتند كه دروغ نمىبايد گفت ؛ چه ، هر كس دروغ گفت او را قدرى نمىماند . و ايلچيان نسخه داده سوداگران نزد ايلچيان نوكر شدند . و مجموع چهارصد و هفتاد نفر بودند . و شانزدهم شعبان دانگ داجى ، كه حاكم آن سرحدّ بود ، ايلچيان را طوى داده ، ايلچيان چون به يورت او درآمدند ، ملاحظه كردند كه لشكر او به شكل مربع فرود آمده بود و طناب در طناب چهار بازار داشت و بعد از ميان بازار به هيچ وجه به اردوى ايشان درآمدن ممكن نبود . و جميع ختاييان به همين طريق فرود مىآيند . و در ميان لشكر مربعى نهاده بودند و در ميان آن فضا صفّه [ اى ] ساخته مقدار يك جريب و تمام آن سايه بود و در زبر دو نيزه صندلى داجى نهاده بود و از راست و چپ صندلىهاى ديگر . و چون در ختا جانب چپ را اعتبار بيشتر است ، ايلچيان را به جانب چپ جاى دادند و پيش هر يك دو شيره نهادند . در يكى گوشت غاز و مرغ و ميوه‌هاى خشك ختاى ، و در يكى [ ديگر ] نان و كليچه و نخلى از كاغذ و ابريشم . و نزد ساير مردم يك شيره بود . و در برابر گورگاى پادشاهى « 1 » بر مقام بلند بود و خمها و خمره‌ها و صراحىهاى خرد و بزرگ چينى و نقره و بر چپ و راست گورگاى كه مطربان ايستاده و ياتوغن « 2 » و كمانچه و بينه « 3 » و نى دو نوع كه در سر و پهلو نقش گنبد و تنبك و موسيقار « 4 » و طبلى دو روى و سنج و چهارپاره « 5 » و دهل و جملهء آنها را نواخته و پسران صاحب حسن ختا به سان دختران هر هفت كرده به رقص و بازيگرى درآمدند . از اين فضا تا چهار دروازه سپاهيان جيباپوش « 6 » نيزه‌ها در دست از دو طرف راه ايستاده بودند و از جاى خود نمىجنبيدند . و به يساول مطلقا حاجت نبود [ جهت آنكه يساق و سياست ايشان از آن زياده است كه وصف توان كرد ] « 7 » . و امير دوسون ، حاكم ديوان كاسه داشت و صندوق نخلىبندى همراه او مىداشتند و هركه را پياله داده ، شاخى از آن نخل‌ها بر سر او زد
هامش
( 1 ) . گورگا يا گوركهء پادشاهى : منظور طبل مقدس است كه آن را در مواقع معين نيايش در آيين كنفوسيوس ، در چين ، به طنين درمىآورند . - راه ابريشم ، ص 60 ، توضيح ش 34 . ( 2 ) . ياتوغن : آلت موسيقى كه در فارسى سنتور گويند . - فرهنگ شفيع . ( 3 ) . بينه : نوعى ساز است . ارگ دهنى . ( 4 ) . موسيقار : نوعى ساز كه از نىهاى بزرگ و كوچك ترتيب داده‌اند . - برهان قاطع . ( 5 ) . چهارپاره : زنگ‌هاى كوچكى كه رقاصان به هنگام رقص در انگشتان كنند و به تناسب ضرب موسيقى آن را به صدا درآورند . - فرهنگ معين . ( 6 ) . جيبا : زره ، لباس رزم ( 7 ) . افزوده از زبدة التواريخ .