كرده بود كه نقير و قطمير از روز رفتن تا هنگام بازآمدن به قلم آورد ، به موجب فرموده تمام حالات را به قلم آورده بود « 1 » و تحف و هداياى حاكم ختا به نظر اشرف گذشت . و چون حكايات ولايت ختا خالى از غرابتى نبود ، با آنكه صاحب مطلع السّعدين به تفصيل به قلم درآورده بود ، خلاصهء آن را نقل كرد كه مطالعهكنندهء اين مجموعه محتاج به كتاب ديگر نشود .
ايلچيان ميرزا شاهرخ و شاهزادهها و امرا دهم صفر سنهء هشتصد و بيست و سه از سمرقند روان شدند و از تاشكند و سيرام « 2 » و آشپره « 3 » گذشته يازدهم ربيع الآخر به ايل مغول درآمدند و به واسطهء توهّم برهم خوردگى آن ولايت چندگاه توقف واقع شده و هجدهم جمادى الآخر به موضع بيلغوتو رسيدند و بيست و دويم از آب كنگر گذشته ، بيست و سيم محمد بيك ، حاكم آن الوس را ملازمت كردند ، و بيست و هشتم به جلگاى يلدوز و ايل شير بهرام رسيدند و در آن بيابان با آنكه نيّر اعظم در سرطان بود ، آب دو انگشت يخ مىبست . و به واسطهء توهمّى كه در آن راه بود ايلچيان به سرعت روان شده آخر ماه مذكور به شهر طوغان رسيدند . اكثر مردم اين شهر بتپرست بودند و در بتخانهء بزرگ صورت شامكون نقش كرده بودند . سه روز آنجا توقّف كرده به دو روز امراى خواجه رفتند و بعد از پنج روز ختاييان آمده اسامى ايلچيان و مجموع همراهان ايشان را نوشتند و بعد از نه روز به قصر آتاصوفى « 4 » رسيدند ، و بيست و يكم رجب به شهر قامل « 5 » رسيدند . در اين شهر بتخانه و مسجد نزديك يكديگر بود و منگلى تيمور نام جوانى صاحب جمال ، حاكم آنجا بود . و از آنجا به بيست و پنج روز [ 566 الف ] چول و باديه قطع كردند و در هر روز به كنار آب مىرفتند و گاوقطاس « 6 » در اين بيابان ديدند . و چهادرهم شعبان به دو منزلى سكجو - كه اول شهر ختاست - رسيدند و ختاييان به استقبال آمده در يك روزه راه سكجو به مرغزارى صفّهاى بلند وسيع ساختند و سايبانهاى عالى برافراشته شيرهها « 7 » و صندلىها نهاده خوردنى بسيار از گوشت غاز و مرغ و گوسفند و
هامش
( 1 ) . سفرنامه غياث الدين نقاش همراه دو سفرنامهء ديگر در سال 1983 ميلادى به زبان فرانسه در كتابى به نام « راه ابريشم » توسط على مظاهرى در پاريس منتشر شده است كه حاوى توضيحات بسيار ذىقيمتى است .
( 2 ) . سيرام : به تركى شرقى به معناى منطقهاى است كه با آبيارى كشت مىشود . قبل از حمله مغول سپيجاب ناميده مىشد .
( 3 ) . ق : اسره ؛ م ، ش : اشره . مجمل فصيحى : آشبره .
( 4 ) . م : آنا صوفى . زبدة التواريخ : صوفى آتا .
( 5 ) . نسخ : بىنقطه . نقطهگذارى از زبدة التواريخ و مطلع السّعدين . نام او يغورى شهرى است به نام هامى كه در منتهى اليه تركستان شرقى و نزديك مرز ايالت كان سو است . ظاهرا همان است كه مؤلّفين اسلامى آن را ايكه خواندهاند . - يادداشتهاى قزوينى ، ج 5 ، ص 79 .
( 6 ) . گاوقطاس : آن را در فارسى غژغا و يا غژگاو گويند . حيوانى است با پشمهاى بلند سياه و دم بسيار بلند - برهان قاطع .
( 7 ) . ق : شرها ؛ ش : سرها . به معنى خوانچههاى پايهدار است . - مقالات محمّد شفيع به نقل از زبدة التواريخ ، ج 2 ، ص 823 .