تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5319

مساهمون:

ص٥٣١٩
حضرت شدند . و ميرزا سلطان حسين با آن‌قدر كس كه همراه داشت پاى شجاعت در ركاب سعادت آورده آن جمع كثير را به اقبح وجوه منهزم گردانيد و به سعادت و نصرت به لشكرگاه آمد . و روز ديگر مردم شهر بيرون آمده آثار اقتدار به ظهور آوردند . و ميرزا به طرف شرقى شهر آمده جنگ انداخت . اما كارى از پيش نرفت . و چند روز بر اين منوال گذشت . هركس از مردم طرفين گرفتار مىشدند ، گوش و بينى به باد فنا مىدادند . در اين اثنا خبر معاودت ميرزا سلطان ابو سعيد رسيد . ميرزا سلطان حسين از پاى قلعه برخاست . و سلطان ابو سعيد چون در پاى قلعهء شاهرخيه از اخبار خراسان مطلع شد ، با ميرزا محمد جوكى صلح كرده به سمرقند آمد و سه روز توقف نموده متوجه هرات شد ، و ناچار عنان بازنكشيد . و ميرزا سلطان ابو سعيد دو كوچ بازپس نشست . و امراى خراسان تمام از قلعه بيرون آمده تعاقب ميرزا سلطان حسين نمودند . و ميرزا سلطان حسين چون دانست كه ميرزا سلطان ابو سعيد از روى تدبير دو كوچ بازپس نشست و امراى خراسان از عقب رسيدند ، صلاح در آن ديد كه خود را به كنارى كشد . لشكر و قلعهء سرخس را به امير سيد آقا كه از مردم معتبر خود بود سپرده ، از راه ابيورد و نسا متوجه مازندران شد و به تعجيل به ولايت جرجان درآمد . و سلطان ابو سعيد از مرغاب عبور فرموده و از نواحى هرات گذشت و متوجه مازندران شد . و سلطان محمد ، پادشاه مملكت روم ، در اين سال از روم ايلى به آنادولى آمد و شهر قطمون و سنبوت را با تمامى توابع و لواحق مسخر كرد . و اسماعيل بيگ را با تمامى سپاهيان آن مملكت كوچانيده به روم ايلى فرستاد ، و از آنجا به طرابوزان « 1 » آمده آن ولايت را به تصرف درآورد . و حاكم آنجا اسير سرپنجهء تقدير شد . و قيصر مظفر و منصور معاودت نموده در ادرنه قشلاق كرد . و سلطان محمود ، پادشاه گجرات در اين سال به سرحد ولايت مالوه به شكار آمده مراجعت كرد و اكثر ولايت خود را آن چنان كه بايد به ضبط درآورد . و سلطان محمود بن سلطان ابراهيم ، حاكم جونپور فوت شده ، بيهكن خان كه به محمد شاه ملقب بود ، قايم مقام شد . و سلطان محمود ، حاكم جونپور در ايام حكومت خود به ولايت اوديسه لشكر كشيده آن مملكت را تاراج نموده و بيست و سه سال و كسرى حكومت كرد . و بعد از چند ماه از حكومت محمد شاه ، مادر سلطان حسين بن سلطان محمود « 2 » به امرا اتفاق كرده محمد شاه را از سلطنت معزول ساخت و سلطان حسين پسر خود را به پادشاهى رسانيد . و سلطان حسين لشكر
هامش
( 1 ) . طرابوزان يا طرابزون ، شهرى است در شمال شبه جزيرهء آناطولى و كنار درياى سياه . اين شهر مركز ناحيه‌اى بود كه سابقا بدان جانيت [ به اصطلاح ابن بىبى ] گفته مىشد يا لازستان . - يادداشتهاى قزوينى ، ج 3 ، ص 134 . ( 2 ) . م : مراد .