تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5317

مساهمون:

ص٥٣١٧

ذكر وقايع سنهء هشتصد و شصت و پنج هجرى [ موافق سال هشتصد و پنجاه و پنجم از رحلت خير البشر ] « 1 »

در اين سال ميرزا سلطان ابو سعيد ، امير سيد فريد را به ولايت بلخ فرستاد كه از آن حدود باخبر باشد . و امير پورسعيد در ماوراء النهر در اين سال ياغى « 2 » شد . و پادشاه نخست به واسطهء حقوق سابق ، او را نصيحت كرد ، اما سودمند نيفتاد . و به موجب اشارهء پادشاه ، خواجه ناصر الدين عبد اللّه « 3 » نيز او را نصيحت كرد ، اما او همچنان بر خلاف اصرار مىنمود . تا آنكه امراى ماوراء النهر اتفاق نموده به دفع او متوجه شدند و خدمتش به اقبح وجوه منهزم شده روى به صحرا و بيابان آورد . و در اين سال ميرزا علا الدوله كه در اطراف جهان سرگردان بود ، در كنار درياى قلزم در خانهء ملك بيستون از احفاد ملوك سابق رستمدار فوت شد و نعش او را به هرات آوردند . و دختر او كه در نكاح سلطان ابو سعيد بود ، به مراسم تعزيت اقدام نمود . و خواجه ناصر الدين عبد الله در اين سال به خراسان آمد ، و پادشاه او را استقبال كرد . و خواجه مظفر مختار سبزوارى و خواجه نعمت اللّه قهستانى و مولانا امير سمرقندى در اين سال به وزارت پادشاه اكثر ربع مسكون رسيدند . و خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان جهت ضبط اموال ديوانى به بلخ رفت . و به هرات خبر رسيد كه ميرزا محمد جوكى ، ولد ميرزا عبد اللطيف در ماوراء النهر رايت خلاف برافراشته است و جمعى كثير نزد او گرد آمدند . و ساكنان آن بلاد را از ايشان مضرت
هامش
( 1 ) . نسخ : بياض ؛ در حاشيهء نسخ 865 . ( 2 ) . ق : غنى . ( 3 ) . ش : عبيد اللّه .