بسيار مىرسيد . و آن حضرت با وجود آنكه هنوز سرما بود ، متوجه ماوراء النهر شد . و خواجه شمس الدين بر آب جيحون پل بست و آن حضرت با تمام لشكريان به آسانى از آب عبور فرمود . و خواجه شمس الدين به واسطهء اين خدمت نوازش بسيار يافت و با منصب وزارت در سلك خواص و نزديكان درآمد .
و ميرزا محمد جوكى كه لشكر بسيار جمع آورده بود و امير پورسعيد و امير سلطان ارغون نيز به او همراه شده بودند ، طاقت مقاومت نياورده به طرف شاهرخيه روان شد و آن قلعه را استحكام دادند . و سلطان ابو سعيد به سمرقند آمده از آنجا بىتوقف متوجه مخالفان شد و به پاى حصار آمده به اسباب قلعهگيرى [ 600 الف ] مشغول شد . و چون سه طرف آن قلعه را آب محيط است و طرف ديگر زمين قلب و شكستگى بسيار است ، آسانآسان آن قلعه مفتوح نمىشد .
و در اين وقت خبر رسيد كه ميرزا سلطان حسين كه در سال گذشته از ولايت مازندران به جانب خوارزم رفته بود و در آن نواحى با لشكر ازبك چند مرتبه جنگ كرده ، بعد از شنيدن خبر توجه پادشاه به ماوراء النهر ، به ولايت استرآباد معاودت نموده محافظان آن ولايت را به قتل آورد و مازندران را بار ديگر متصرف شد .
و سلطان ابو سعيد ، امير سيد اصيل ارغون و امير سيد مراد را با جمعى از امرا به جانب خراسان فرستاده و ايشان تا نيشابور و سبزوار رفتند . و ميرزا سلطان حسين چون در مازندران مستقل شد با لشكر بسيار متوجه خراسان شد . امراى خراسان تمام به هرات گريختند و شهر را آن چنان كه بايد و شايد مضبوط كردند . و امير حسن شيخ تيمور از ولايت خبوشان و امير محمد غياث از نسا و ابيورد نزد ميرزا سلطان حسين رفتند . و ميرزا كوچبركوچ متوجه هرات شد و نخست اراده نمود كه به كنار جيحون رفته سپاه سمرقند را از عبور مانع آيد . اما شيخ حسن تيمور غدر ورزيده آن حضرت را به پاى حصار هرات - كه در غايت استحكام بود - برد و خود به قلعه گريخت .
و پسر خواجه شمس الدين محمد در اين وقت از ماوراء النهر به هرات آمد و موجب زيادتى استحكام قلعه شد . و ميرزا از جانب كوه مختار به باغ زاغان نزول فرموده و گمان داشت كه مردم هرات شهر را به او خواهند داد . اما به خلاف متوقع ، هرويان در محافظت قلعه تقصير نمىكردند . و ميرزا گاهگاه جمعى به دروازهء ملك مىفرستاد كه اندك جنگى كرده معاودت مىنمودند .
روزى ميرزا به عزم حمام با اندك مردم سوار شده ، مردم شهر كه جاسوس داشتند ، خبردار شده اين معنى را فوز عظيم نمودند و به يك بار جمع كثير از شهر بيرون آمده متوجه آن
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5318
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٥٣١٨