تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5271

مساهمون:

ص٥٢٧١
و وقت هلاكتش نزديك رسيد ، جمعى از ترك و تاجيك از اعمال ناخوش او به جان آمده بودند ، اتفاق كرده قرعهء سلطنت به نام ميرزا عبد الله شيرازى « 1 » انداختند . و شب بيست و هشتم ربيع الأول ميرزا عبد اللطيف كه از باغ چنار به شهر مىآمد ، از كمان تيرى به جانب او انداختند و آن تير كه به مثابهء تير احمد لر بود كارگر افتاد و ميرزا [ 592 الف ] فرياد كرد كه « اللّه دان اوق گلدى » « 2 » يعنى « از خداى تير رسيد » « 3 » و معدودى چند كه همراه ميرزا بودند ، پريشان شدند و تيراندازان از كمين بيرون آمده سر ميرزا را از بدن جدا كردند و از پيش طاق مدرسهء ميرزا الغ بيگ آويختند و بابا حسين نامى تير انداخته بود . و تاريخ قتل ميرزا ، « بابا حسين كشت » « 4 » شد . و اكابر و اعيان و امراى سمرقند ميرزا عبد الله را به پادشاهى برداشتند . و ميرزا سلطان ابو سعيد كه از سمرقند گريخته به بخارا رفته بود و داروغه و قاضى آنجا از ترس ميرزا عبد اللطيف او را گرفته محبوس ساخته بودند و ارادهء هلاكتش نيز داشتند كه در اين وقت خبر قتل ميرزا عبد اللطيف رسيد . و همان جماعت كه روز پيش بىادبى كرده بودند ، به پاى ادب نزد آن حضرت رفته او را از تنگناى حبس بيرون آورده بر سرير سلطنت نشانيدند . و بعد از چند روز كه فى الجمله سرانجام لشكر نموده شد آن حضرت از كمال علو همت متوجه سمرقند شد . و ميرزا عبد الله شيرازى در سمرقند بعد از قتل ميرزا عبد اللطيف خزاين سمرقند را بر لشكريان قسمت نموده و لشكرى عظيم فراهم آورده به استقبال بيرون آمد . و بعد از جنگ ميرزا عبد الله غالب شد و ميرزا سلطان ابو سعيد روى به صحرا و بيابان آورد . ميرزا علا الدوله چون به بلخ رسيد و خبر قتل ميرزا الغ بيگ و ميرزا عبد اللطيف و سلطنت ميرزا عبد الله شنيد ، و جمعى از امراى برلاس و ارلات كه از ميرزا عبد الله به سبب قتل امير ابراهيم ايدكوى « 5 » آزرده‌خاطر شده بودند ، نزد او رفتند . و عزيمت تسخير سمرقند نمود . و ميرزا عبد اللّه از اين معنى آگاه شده به شهر سبز و « 6 » ولايت‌كش رفت . و هردو پادشاه صلاح در جنگ و نزاع نديده معاودت نمودند . ميرزا علا الدوله به بلخ آمد و ميرزا عبد الله به سمرقند رفت . و ميرزا ابو القاسم بابر چون در خراسان از جمعيت ميرزا علا الدوله در بلخ خبردار شد ، به آن طرف متوجه شد و به تعجيل به
هامش
( 1 ) . پسر سلطان ابراهيم ، پسر شاهرخ ميرزا . ( 2 ) . نسخ : « اللّه اوخ دگدى . » اصلاح از روضة الصفا . ( 3 ) . نسخ : « از خدا بترسيد . » ( 4 ) . بيت مادّه تاريخ اين است :بابا حسين كشت شب جمعه‌اش به تير * تاريخ قتل اوست كه « بابا حسين كشت » - 854( 5 ) . ش : ابدكوى . ( 6 ) . ش : شهر سيرو .