تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5239

مساهمون:

ص٥٢٣٩

ذكر وقايع سنهء هشتصد و چهل و هفت هجرى [ موافق سال هشتصد و سى و هفتم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »

در اين سال ميرزا شاهرخ ، ايلچى به مصر نزد چقماق فرستاده پيغام كرد كه « اراده دارم كه خانهء كعبه را جامه پوشانم . » و او ايلچى را كه سيد محمد زمزمى نام داشت ، رعايت بسيار نموده به اعزاز تمام رخصت كرد . و در اين سال امير جلال الدين فيروز شاه كه صاحب اختيار ملك و مال شاهرخى بود ، پاى از حد خود فراتر نهاد و ارتكاب امرى چند كه پسنديدهء خاطر آن حضرت نبود نمود . از آن جمله سيد عماد الدين محمود را كه در مجلس آن حضرت راه سخن داشت و آن حضرت را به او عنايات بسيار بود و روزبه‌روز در مرتبت او مىافزود به ضبط اموال بلخ تعيين نمود و سيد هرچند كه استعفا نمود ، سودى نكرد . و بر خاطر مبارك پادشاه نيز اين معنى به غايت گران مىآمد ؛ چه ، سيد عماد الدين ، پسر زين العابدين است كه سال‌ها به وزارت صاحبقران و آن حضرت قيام نموده بود ، اما به واسطهء خاطر امير فيروز شاه تغافل فرمود و سيد خواهى نخواهى به اين خدمت روانه شد . و در اين وقت به عرض رسيد كه ميرزا سلطان محمد با رعاياى عراق خوب سلوك نمىكند . بنابرآن ، حكم شد كه بجز سلطانيه و قزوين ديگر ولايات او را خواجه شمس الدين بخارى به خالصه ضبط نمايد . و ميرزا محمد جوكى در اين سال در بلخ قشلاق كرد . و چون به عرض ميرزا شاهرخ رسيد
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و پنجاه و هفت . ( 2 ) . م ، ش : بياض .