مالوه فرستاد و ناجحان را خان اعظم نام كرده و لشكر پدر را به او همراه كرد و بار ديگر به ولايت جتپور مراجعت كرد و تمام نواحى آن ملك را خراب ساخت و جاى [ ى ] بلند به جهت توقف ايام برسات « 1 » اختيار كرد كه چون بارندگى بر طرف شود ، ديگر باره جتپور را محاصره نمايد . و رانا كوبتهار بىطاقت شده شب جمعه [ ؟ ] ذيحجهء سنهء مذكور با ده هزار سوار و سى هزار پياده بر لشكريان شبيخون آورد . و سلطان محمود آگاه بود . به جنگ ايستاد . رانا شكست يافت و برگشت و به جاى محكم فرود آمد .
شب ديگر سلطان محمود راهى پيدا كرده بر كفار شبيخون برد و بسيارى از ايشان را به قتل آورد . رانا را زخمى بر سر رسيده بود ، به هزار مشقت خود را به قلعه جتپور رسانيد و سلطان مظفر و منصور به ماندو بازگشت ؛ چه ، لشكريانش مشقت بسيار ديده بودند .
هامش
( 1 ) . برسات : برشكال . فصل باران هندوستان مأخوذ از سانسكريت . - ناظم الاطباء