تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5236

مساهمون:

ص٥٢٣٦
و در اين سال به تاريخ بيست و هشت ربيع الأول سلطان احمد شاه گجراتى به اجل طبيعى درگذشت و در احمدآباد مدفون شد . سى و دو سال و شش ماه و بيست روز سلطنت كرد و به عدل و سخا و مروت مشهور بود . و در هفتم ماه مذكور محمد خان ، پسرش ، حاكم گجرات شد و مردم را به انعام و احسان فراوان مطيع خود گردانيد . و در بيستم رمضان سنهء مذكور محمد شاه را فرزندى متولد شد به محمود خان موسوم شد و به ولايت ايدر در همين سال لشكر كشيد . راجهء آنجا در مقام اطاعت شده دختر خود را به محمد شاه داد و محمد شاه به التماس آن دختر ، ايدر را به راجهء آنجا بخشيد و به دولكرپور « 1 » رفته آن ولايت را تاراج كرد . مقدم آنجا نيز پيشكش بسيار آورده ولايت خود را خلاص كرد و محمد شاه به گجرات معاودت كرد و تمام عمرش صرف عيش و عشرت بود و تا سنهء هشتصد و پنجاه و سه [ هجرى ] به هيچ طرف سوار نشد و لشكرش به فراغت گذرانيدند . و محمود خلجى ، حاكم مالوه بعد از معاودت از دهلى عمارت گنبد و باغ و حوض آنجا را به اتمام رسانيد . و عمارت سلاطين مالوه از ديگر سلاطين هندوستان بيشتر باقى است . و به عزم تسخير كالپى متوجه سارنگپور شد و عبد القادر « 2 » ، حاكم كالپى از در عجز درآمده به پيشكش بسيار اظهار انقياد نمود و سلطان محمود را از خود راضى كرد . و سلطان محمود متوجه ولايت راجهء جيپور « 3 » كه كوبتهار نام داشت شد . و چون به ولايت او درآمد ، بدانچه مقدور او بود از تاخت و تاراج لشكريانش به فعل آوردند و حصارى محكم بر سر راه بود . حاكم گجرات آن را مدتى محاصره نموده بود . در يك هفته مسخر ساخت و بتخانه‌ها را ويران كرد ؛ و بتى از سنگ سفيد تراشيده بودند و نزد كفار اعتبار بسيار داشت . آهك پختهء آن به كفّار خورانيد و از آنجا متوجه جيپور شد . لشكر آنجا به استقبال بيرون آمدند و جنگ كردند و شكست يافتند . اما رانا كوبتهار همراه لشكر خود نبود و به كوهستان ملك مير رفته بود . و سلطان بعد از فتح قلعه را محاصره كرد و بعد از دو سه روز خبر رسيد كه رانا ايلغار كرده به ولايت مالوه رفت . ناچار سلطان محمود او را تعاقب نمود . و رانا چون خبر شد كه سلطان از پاى قلعه برخاسته [ 585 الف ] به ولايت خود بازگشت و سلطان چند فوج از هزاره به تعاقب او نامزد كرد . يك فوج به رانا رسيده او را شكست دادند . و رانا گريخته به جيپور رفت و سلطان محمود بار ديگر به ولايت او مراجعت نموده و به تاخت و تاراج مشغول شد . و در اين وقت خان جهان ، پدر سلطان محمود ، كه با لشكر بسيار از مالوه به كمك پسر مىآمد در دسور فوت شد . سلطان محمود به غايت اندوهناك به دسور آمد و تابوت پدر را به
هامش
( 1 ) . م : دولكور . ( 2 ) . ق : و دختر عبد القادر . ( 3 ) . جيپور : شهر در هند ، در نزديكى امبر .