تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5235

مساهمون:

ص٥٢٣٥

ذكر وقايع سنهء هشتصد و چهل و شش هجرى [ موافق سال هشتصد و سى و ششم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »

در اين سال ميرزا شاهرخ به واسطهء طغيان ملك كيومرث رستمدارى عزيمت آن طرف نمود ؛ چه ، سردارى صاحب وجود در آن ولايت نبود . كيومرث را بدين واسطه آرزوى تسخير رى شده . و موكب همايون چون از نيشابور عبور كرد كيومرث به غايت مضطرب شده تحف بسيار به درگاه فرستاد و امرا و اركان دولت را نيز از خود راضى ساخته عرايض مشتمل بر عجز و قبول اطاعت به صدگونه فرمانبردارى به پايهء سرير اعلى روانه ساخت و به وقت خوب به نظر اشرف درآمده گناهش به عفو مقرون شد . و در باب ضبط ملك رى و بعضى از عراق عجم بعد از مشورت رأى پادشاه و امرا بر آن قرار گرفت كه ميرزا سلطان محمد را حاكم آن ولايت سازند . و جناب شيخ الاسلام شيخ بهاء الدين عمر قبل از اين به امير فيروز شاه از روى كرامات اظهار اين معنى كرده بود . و امير فيروز شاه سخن شيخ را در مجلس مذكور ساخته ، سعى بسيار كرد كه ملك رى و سلطانيه و قم و قزوين به شاهزاده متعلق باشد . و آن حضرت معاودت نموده شاهزاده به مستقر حكومت خود رخصت يافت و تمام حكام آن نواحى به ملازمت شاهزاده آمدند مگر حاجى حسين ، ولد باباچى همدانى كه متابعت نكرد و عاقبت جان در سر آن كار كرد . و سلطان مراد ، قيصر روم در اين سال از قشلاق صوفيه ، شهاب الدين پاشا را با لشكر روم ايلى و ينگچرى به انتقام مردم انگروس به آن ولايت فرستاد . و ايشان نيز از حاكم انگروس شكست يافتند .
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و پنجاه و ششم . ( 2 ) . م ، ش : بياض .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5235 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى