ذكر وقايع سنهء هشتصد و چهل و سه از هجرت [ موافق سال هشتصد و سى و سوم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »
در اين سال حاكم مصر ، ملك ظاهر چقماق ، ايلچى « 3 » به درگاه پادشاهان ايران و توران شاهرخ [ 583 ب ] سلطان فرستاد و اظهار اخلاص و اتحاد نمود . و وجه اين آنكه در وقتى كه اشرف در حيات بود و او را مطلقا سلطنت در ضمير نمىگذشت ، آن حضرت را به خواب ديده بود كه به دست مبارك او را از ميان گرفته بلند كرد و بر سرير سلطنت مصر نشانيد . و چون تعبير اين خواب بر وجه اتم ظاهر شد و سلطنت مصر بر او مقرر شد ، تحف و هداياى فراوان مصحوب ايلچيان سخندان نموده به خدمت آن حضرت روانه كرد . و آن حضرت نيز ايلچى را اعزازو احترام فرموده و طوى پادشاهانه ترتيب داده پنجاه هزار دينار نقد سواى اسب و خلعت و ديگر انعامات به ايلچى مرحمت فرمود و شاهزادگان نيز ايلچى را طوىها دادند و امرا و وزرا نيز به قدر مرتبهء خود ايلچى را مهمانىها كرده اسب و اسباب بذل نمودند . و مولانا حسام الدين مباركشاه پروانچى به همراه ايلچى مصر به ايلچيگرى روان شد .
و چون ايلچى مصر به عرض رسانيد كه چقماق گفته بود كه به وقت رخصت شيراز و اصفهان و يزد و كاشان را به وقت مراجعت ديده اوضاع آنجا را تحقيق نماى « 4 » ، حكم شد كه
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و پنجاه و سيم .
( 2 ) . م ، ش : بياض .
( 3 ) . نام ايلچى جيجكبوقا بود . - روضة الصفا .
( 4 ) . چقماق بجز اين درخواست پنج كتاب معتبر از شاهرخ كرده بود : تأويلات اهل سنت تأليف ابو منصور ماتريدى ؛ تفسير كبير فخر رازى ؛ شرح التلخيص لجامع الكبير مسعود بن محمد غجدوانى بخارى ؛ شرح كشّاف مولانا علاء الدين پهلوان ؛ شرح الروضة ، در مذهب شافعى . با اينكه اين پنج كتاب در كتابخانه موجود بود ، شاهرخ دستور داد همه را به خط خوب نوشتند و آماده كردند . - روضة الصفا ، چاپ زرياب خويى ، ص 1168 .