ذكر وقايع سنهء هشتصد و چهل و چهار هجرى [ موافق سال هشتصد و سى و چهارم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »
آنچه در اين سال در مملكت ايران سانح شد اين است كه لشكر اوزبك غافل به استرآباد ايلغار آوردند و امرا [ يى ] كه به محافظت استرآباد در اين سال مأمور بودند ، به واسطهء غفلت شكست يافتند و يوسف خليل در جنگگاه كشته شد . و امير علاء الدين عليكه كوكلتاش نيز در اين سال فوت شد . او به غايت امير نيكو خصال بود و صاحبقران ميرزا شاهرخ را به او سپرده بود و او هميشه به اين مفتخر مىبود و اموال بسيار جمع او بود و به زراعت ميل بسيار داشت « 3 » و املاك بسيار در جميع ممالك جز مصر خريده بود . نوبتى ميرزا شاهرخ از او پرسيد كه « در مصر ملك خريدن چه فايده دارد ؟ » در جواب گفت كه « غرض نه محصول است ، بلكه مدعا آن است كه بعد از من گويند كه ميرزا شاهرخ غلامى داشت كه در مصر املاك داشت . »
و در اين سال ملكه آغا كه نخست زن ميرزا عمر شيخ بود و ميرزا اسكندر و ميرزا بايقرا از وى متولد شده بودند و بعد از آن ميرزا شاهرخ او را خواسته بود و ميرزا سيورغتمش از وى متولد شده بود ، فوت شد . و منارهء فلك الدين « 4 » شبى در مدرسهء نظاميهء هرات افتاده دوازده كس كه در صحن مدرسه در خواب بودند ، به خواب عدم فرستاد .
و در اين سال ايلچيان ميرزا شاهرخ به مصر رسيدند و چقماق فرمود كه قاهره را آيين
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و پنجاه و چهارم .
( 2 ) . م ، ش : بياض .
( 3 ) . روضة الصفا : « و تخم كشت او از هزار خروار مىگذشت . »
( 4 ) . ق ، ش : منار ملك الدّين . به تصريح صاحب روضة الصفا اين فلك الدين از امراى سلطان سنجر سلجوقى بود كه حكومت هرات را سالها در دست داشت و عبد الواسع جبلى در مدح او قصايدى گفته است .