تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
سركوب او لشكر فرستاد ، به قلعهء ماران كوه « 104 » پناه برد . يكى از معتمدين او بنام حاجى را ايرانيان رشوه دادند . اين شخص ارباب خود را بدام انداخت و براى پاداش اين كار ماران كوه و مجاور آن ناحيه به حاجى مذكور داده شد . دهات حاجى لر اقامتگاه اولاد اوست و از اين جهت حاجى لر نام دارد . مردم چناشك و قانچى با آنكه در يك جلگهء تنگ و مسدود و پر آب زيست مىكنند و فقط زراعت برنج مختصرى دارند بلند قامت و تنومند و تندرست و خوش صورت‌تر از سكنه در بندهاى خشك حدود ناردين هستند . كبود جامه « 105 » اكنون حاجى لر نام دارد . حمد اللّه مستوفى در قرن هشتم هجرى ( 14 مسيحى ) ناحيه‌اى را تعريف نموده كه ابريشم بسيار توليد ميكرده و غله‌زار و باغات انگور فراوانى داشته و ناحيه ثروتمندى بوده كه بواسطهء حملهء تيمور به مازندران در اواخر قرن هشتم به كلى خراب شده . شهر روعد يا روغد كه ميگويند هنگام تاخت‌وتاز تيمور به مازندران زير سم ستوران او افتاد ، شايد به بلوك كبود جامه تعلق داشته . حمد اللّه مستوفى مىگويد آنجا شهرى نسبة وسيع و چهار هزار قدم طول محيط آن بوده و در ميان اراضى حاصلخيز واقع بود . علاوه بر انواع ميوه غلات و پنبه در آنجا فراوان مىباشد . مقدسى مينويسد مسافران از بسطام به شهر گرگان ( از راه كوهستان ) در جهينه توقف ميكردند ، كه بقول ابن حوقل آن دهى قشنگ بر كنار رودخانه بود . جهينه كه ذكرش در تاريخ‌هاى محلى غالبا ديده مىشود گويا قلعهء نسبة محكمى بوده كه هنگام حملهء حكام خراسان يا اسپهبدان مازندران پناهگاه اميران كبودجامه بوده . چناشك سه قلعه دارد : سيب چال ، والمان ( وامنان ) و كاشىدار . دو قلعهء اولى اهميتى ندارند ولى كاشىدار كه بر قله كوه واقع است و اكنون دشلى ناميده مىشود و پائين قلعه تنبت برزين بود استحكام بسيار داشت . نميتوان گفت از اين سه قلعه