تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3887

مساهمون:

ص٣٨٨٧

ذكر وقايع سال ششصد و سى و سيم از رحلت خير البشر « 1 »

از جمله وقايع اين سال جلوس گيوك خان بن اوگتاى قاآن بود بر تخت خانى . و هم در اين سال ييسومنگا چغتاى خان به حكم گيوك خان به پادشاهى الوس چغتاى مقرّر شد . و تفصيل اين مجمل آنكه چون چغتاى خان پيش از برادر خويش ، اوگتاى قاآن به هفت ماه وفات يافته بود و بعد از فوت او به اندك روز اوگتاى قاآن بيمار شد . از فرزندان چغتاى خان هيچ‌كس بىحكم قاآن به جاى پدر ننشسته بود و مدار مهمّات ولايات چغتاى خان بر قراچار نويان بود كه چغتاى خان در حين وفات او را وصىّ خود ساخته و فرزندان خود را به وى سپرد . و اين قراچارنويان پسر عمّ چنگيز خان است و در وقتى كه چنگيز خان ممالك خود را بر فرزندان قسمت نموده توران زمين را به چغتاى خان ارزانى داشت ، قراچارنويان را همراه چغتاى خان كرده و به او سپرده و در باب تعريف قراچارنويان مبالغه به حدّى رسانيد كه به فرزندان خود گفت : « من از ابتداى حال تا اين زمان در جميع مهمّات به مصلحت قراچار نويان كار كرده‌ام و در هرامرى كه به اشارهء او كار كردم ، ظفر يافتم و در هرامرى كه خلاف او انديشيده‌ام پشيمانى ديده‌ام . » بنابراين ، در اين مدّت هرگز چغتاى خان در هيچ امرى كلّى و جزئى بىمشورت وى كار نمىكرد ، بلكه چون چغتاى خان عيش دوست بود و اكثر اوقات به عشرت و طرب و شكار اشتغال داشت ، امير قراچارنويان به تدبير مهمات سلطنت و جهاندارى قيام مىنمود و مصالح رعايا و لشكرى را بر وجهى كه همه راضى و شاكر مىبودند سامان و سرانجام مىكرد ، و جانب رعايا را بسيار عزيز مىداشت و زلّات و گناهان بزرگ ايشان را به ذيل عفو و اغماض مىپوشيد .
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .