اصفهان كه مجمع شاعران و اديبان و اهل كمال بود ، راه يافت و در پرتو معاشرت با آنان طبعش بنظم و نثر متمايل شد و سعادت استفاده از محضر دانشمند بزرگ عصر خويش ، آقا حسين خوانسارى « 1 » ، نصيب او گرديد ، و چون در ساختن ماده تاريخ اظهار مهارت كرد به زودى شهرت يافت و دوستان بسيار فراهم آورد ولى بدنبال منصب و مقامى نرفت و معاش خود را از راه كشاورزى حاصل مىنمود و به همين سبب مورد احترام صاحبان مقام و منصب بود و حتى هرگاه شاه سليمان بنصرآباد مىرفت در منزل او نزول مىنمود .
وى سفرى بمشهد و بعتبات كرد و در بازگشت تا چند سال بقهوهخانهيى كه محل اجتماع دوستانش بود مىرفت و بعد از فوت چند تن از آنان رخت به مسجد لنبان كشيد و تا سال تأليف تذكره چنان كه خود نوشته است هفت سال بود كه از آنجا بجاى ديگر منتقل نشد و دوستانش را همانجا ملاقات مىكرد و در همان حال سرگرم كار در ايجاد آثارش بود و پيداست كه خانه و مزرعههايش در نصرآباد برقرار بود و بگفتهء شادروان وحيد دستگردى كه مقدمهء كوتاهى بر نسخهء چاپى تذكرهء نصرآبادى نوشته خانه و گور نصرآبادى در آن محل باقيست .
نصرآبادى در شعر و نثر هر دو دست داشت . از اثرهاى اوست :
1 - تذكرهء نصرآبادى كه باسمش معروفست و ميرزا محمد طاهر آن را ميان سالهاى 1083 تا 1090 ه « 2 » در مقدمه و پنج « صف » و خاتمهيى متضمن دو « دفعه » ( هر دفعه در سه حرف ) تأليف كرده است : مقدمه در ذكر شاهان و شاهزادگان صفويست كه شعر مىگفته يا بدانان نسبت شاعرى دادهاند . صف
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به همين جلد ، ص 314 - 316 .
( 2 ) - در بعضى از نسخههاى تذكره تاريخ افزايشهاى مؤلف تا به 1091 و 1115 مىكشد و اگر اين افزايشها از خود مؤلف باشد ادامهء حياتش را تا بآغاز سدهء دوازدهم هجرى ثابت مىكند ( بنگريد بيادداشتهاى آقاى گلچين معانى بر شرح تذكرهء نصرآبادى . تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 1 ، ص 400 ) .