تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1782

مساهمون:

ص١٧٨٢
مأخذهاى اصلى بشمار آيد . محمد مفيد مستوفى تأليف اين كتاب را بسال 1082 در بصره آغاز نمود و بسال 1090 ه در مولتان بانجام رسانيد و مسلم است كه يادداشتهاى آن را پيش از خروج از ايران فراهم نموده بود و ازينروى بايد آغاز كرد دربارهء آن را بزمانهايى پيش از 1082 ه مربوط دانست . اين كتاب در تهران بسعى و اهتمام آقاى ايرج افشار بطبع رسيد ( 1340 - 1342 ش ) . نثر مستوفى درين كتاب بر رويهم مزين و بشيوهء صاحب قلمان عهد صفوى مقرون باطناب و حشو و گاه حذف فعل است ولى درستى انشاء و توانايى نويسنده در بيان اوصاف در بسيارى از بخشهاى كتاب قابل توجهست مثلا در وصف نصرآباد نوشته است : « چنان ديهيست كه عذوبت آبش خاصيت چشمهء حيات ظاهر مىگرداند و لطافت هوايش چون نسيم خلد روحى تازه بقالب پژمرده مىرساند . در ميان خواص مشهور و به زبان عوام مذكورست كه در آن قريهء ارم بنياد احدى را ياراى آن نيست كه لب بر لب پياله و دست در گردن صراحى رساند و سكان آن موضع از نشأهء بادهء ارغوانى محروم مانده اين بيت تكرار مىنمايند :
خمار بىادبى مىكند ، شراب كجاست * چكيدهء عرق شرمم آفتاب كجاست
و اگر جاهلى از غرور جوانى و از عالم بىخبرى جامى از راح ريحانى تجرع نمايد بىشك در همان روز بيهوشانه قدم در وادى عدم مىگذارد . . . الخ » . از اين گونه عبارتهاى آراسته در جامع مفيدى بسيارست ولى اهميت آن بيشتر در محتوى بودن كتابست بر اطلاعات مشروح و دقيق تاريخى و جغرافيايى ؛ و ذكر تراجم احوال عدهء كثيرى از شاعران و فاضلان جلد سوم كتاب را در حكم تذكرهء سودمندى درآورده است . محمد مفيد نثر خود را بشعرهاى بسيار مزين ساخته است . قسمتى ازين شعرها از كسانى جز مؤلف جامع مفيديست و قسمتى ديگر بعيد نيست كه ازو باشد ، مثلا اين رباعى كه در بيهودگى منصب توليت وقف كه بر عهدهء او گذارده بودند بيقين سرودهء محمد مفيد است :
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1782 | ذبيح الله صفا