تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1775

مساهمون:

ص١٧٧٥
بتحرير ارقام پادشاهى مشغول بودند و روانى عبارتش روانى حكم اشرف را پايمرد و از طغراى قلمش مرغولهء طرهء خوبان در پيچ‌وتاب . بعد از آن از نتيجهء آثار قابليت بوزارت سركار توپخانهء مباركه مشرف شد ، حقا كه در كمال مردمى و اهليت در آن امر سلوك مىنمايند . در تحصيل علوم دينى سعى بسيار نموده چنانچه ( - چنان كه ) تفسيرى در دست دارند ، اميد كه در اتمام آن موفق باشند . مجملا در نظم و نثر سحرپرداز و در نگارش معانى بىشريك و انباز است . خطش محضر قبول به خط سلمى رسانيده و نظمش ريشه در زمين دلها دوانيده ، چون پيوسته حيران شاهد معنويست واله تخلص دارد . . . » و پس ازين چند بيت منتخب از غزلهايش را آورده و اين يكى از آنهاست :
چه كوتاهست شبهاى وصال گلر خان يا رب * خدا از عمر ما بر عمر اين شبها بيفزايد
و در تذكرهء روز روشن اين رباعى ازو نقل شده است :
تا درنگرى نه سرو ماندست و نه بيد * نى خارستان و نى گلستان اميد دهقان فلك خرمن عمر ما را * مىپيمايد بكيل ماه و خورشيد
اما مهارت و شهرت او در نثر و بسبب تأليف كتاب پرارزشش خلد برين است كه آن را بسال 1078 بروزگار پادشاهى شاه سليمان ( 1077 - 1105 ) در هشت « روضه » با نثرى پخته و منشيانه و بسيار پاكيزه تأليف نمود ، بدين شرح : روضهء اول دربارهء پيامبران و پادشاهان پيش از اسلام ، روضهء دوم دربارهء پيامبر اسلام ( ص ) و امامان ، روضهء سوم دربارهء سلسلهء اموى و خاندان عباسى ، روضهء چهارم خاندانهاى عهد عباسيان ، روضهء پنجم چنگيز و جانشينانش ، ششم تيمور و تيموريان ، هفتم سلسله‌هاى قراقويونلو و آق‌قويونلو و پايان تيموريان ، هشتم صفويان از آغاز تا 1071 ، خاتمه در سلطنت شاه سليمان . مهمترين قسمت اين كتاب طبعا روضهء هشتم آنست در ذكر سلسلهء صفوى كه مؤلف آن را به حدائق الخلد موسوم گردانيد و مطلبهاى آن را بهفت « حديقه » قسمت نمود : حديقهء اول در ظهور دولت صفوى و پادشاهى شاه
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1775 | ذبيح الله صفا